شاهد : در مبتدا بودن « من » شرطيه است با توجه به اينكه بعد از آن ، فعل لازم « تلن » است كه به واسطه « من » مجزوم شده است و در اصل « تلين » بوده كه ياء به واسطه التقاى ساكنين - ياء با نون - حذف شده است .
معناى كلام : « هركس نرمخو باشد ، همواره دوستى قوم خود را به همراه دارد » .
« حاشية » در لغت معانى مختلفى دارد و اينجا به معناى نرمخو است .
لازم به ذكر است كه بين علماى نحو اختلاف است كه خبر اسماء شرط چيست ، در اينباره سه قول است :
1 - فعل شرط با معمولهايش خبر است ( مراد جملهء شرط است ) و جملهء جواب ، جواب ادات شرط است كه اين قول اصح است .
2 - جمله جواب ، خبر است و جمله شرط متمم لفظ مبتداست .
3 - تمامى جمله شرط و جواب خبر براى اسم شرط است
و إن وقع بعدها فعل متعد : اگر بعد از اسماء شرط و استفهام فعل متعدى باشد كه اين خود دو صورت دارد :
الف : خود اسم استفهام يا شرط مفعول به مقدّم براى آن فعل متعدى باشد ، در اين صورت منصوب بنا بر مفعول به است ، مانند آيه شريفه :
فَأَيَّ آياتِ اللَّهِ تُنْكِرُونَ
« غافر / 81 »
كه « أيّ » استفهاميه لفظا منصوب بنا بر مفعول به مقدّم براى فعل « تنكرون » است معناى آيه : « پس كدام يك از آيات خداوند را انكار مىكنيد ؟ »
و مانند آيه شريفه :
أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
« الإسراء / 110 »
شاهد : در نصب « أيا » شرطيه بنا بر مفعول به بودن به واسطه فعل « تدعوا » است و جمله « فله الأسماء الحسنى » جواب است و « ما » زائده است و اين از موارد باب تعامل است كه دو شي برهم عمل مىكنند زيرا « أيا » معمول « تدعوا » و اين فعل معمول « أيا » است زيرا مجزوم به حذف نون به واسطه اين ادات شرط است . و مانند آيه شريفهء :
مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هادِيَ لَهُ
« الأعراف / 186 »