2 - حرفى : همزه و « هل »
همانطور كه ملاحظه گرديد بعضى از ادات ، مشترك بين شرط و استفهام هستند و چون بحث از احكام اعرابى آنهاست ، لذا بحث تنها حول اسماء استفهام و شرط و اسماء مشابه اين دو است ، بنابراين اصلا از حروف شرط و استفهام بحث نمىشود و چون قابليت أخذ اعراب ندارند .
و از خصوصيات ادات شرط و استفهام اين است كه :
1 - صدارت طلب هستند به طورى كه عامل قبلى نمىتواند در آنها عمل كند .
2 - همگى آنها مبنى هستند به جز « أىّ » .
بايد دانست كه همه اين اسمها ، اگر حرف جر يا اسم مضاف - كه در اين صورت اين اسمها مضافاليه مىشوند - داخل بر آنها شود ، اگر مبنى بودند ، محل آنها مجرور مىباشد و اگر معرب بودند لفظ آنها مجرور مىشود مانند آيه شريفه :
عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ
« النبأ / 1 »
شاهد دخول « عن » بر « ما » اسميه استفهاميه است كه محل آن مجرور است و الف « ما » به جهت اشتباه نشدن با « ما » موصوله حذف مىشود و نون « عن » بعد از تبديل به ميم - به جهت قرب مخرج - در ميم « ما » به صورت ادغام متقاريين ، ادغام شده است . و مانند : « صبيحة أيّ يوم سفرك » كه در اين مثال « أيّ » استفهاميه به جهت اضافهء « صبيحة » به آن ، لفظا مجرور شده است زيرا از اسماء استفهامى است كه معرب مىباشد همانطور كه « أيّ » در صورت شرطيه بودن نيز معرب است .
« سفر » مبتداى موخّر و مضاف به ضمير و « صبيحة » به معناى وقت صبح ، ظرف و متعلّق به فعل يا شبه فعل عموم ، خبر مقدّم است ، معناى مثال : « در وقت صبح كدام روز سفر تو است ؟ » .
نكته : در كتاب براى مجرور بودن اين اسماء دو مثال آورده شد ، مثال اوّل براى جر محلى اسم استفهام به حرف جر ، و مثال دوّم براى جر لفظى اسم استفهام به اضافه مىباشد .