كه جمله اسميهء « و الطير في وكناتها » حال از ضمير متكلم در « أغتدى » است و در حكم ظرف زمانى آن مىباشد كه تمامى خصوصيات ظرف بر آن بار مىشود و به همين جهت در آيه ، تقدير معنوى آن « وقت مدّ البحر » و در شعر « وقت كون الطير في وكناتها » است .
معناى شعر : « محققا صبح حركت مىكنم در حالى كه پرندگان در آشيانههاى خود هستند - همراه با اسبى كه اينچنين صفت دارد كوتا موى بوده و وسيله شكار وحوش مىباشد و داراى جسمى قوى است » .
و مانند جمله اسميه در « جئت و الجيش مصطفّ » كه اين جمله ، حال است و چون در حكم ظرف است تمامى خصوصيات ظرف بر آن بار مىشود و تقدير آن « جئت وقت اصطفاف الجيش » است . معناى مثال : « آمدم در حالى كه لشكر صف كشيده بود » .
تركيب شعر : « أغتدي » فعل مضارع متكلم وحده « منجرد » صفت براى « فرس » محذوف است كه در تقدير اين گونه « بفرس منجرد » بوده است و « قيد » صفت دوّم « فرس » و مضاف به « الأوابد » جمع « الآبدة » به معناى وحشى و « هيكل » صفت سوم « فرس » است عبارت « قيد الأوابد » استعاره از سرعت و رسيدن به حيوانات وحشى است .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٧٤