تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
و مثال جايى كه حال جار و مجرور است ، اين آيه شريفه است كه در بيان حال قارون است :
فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ
« القصص / 79 » كه شاهد در حاليت « في زينته » از ضمير فاعلى مستتر در « خرج » است و « على قومه » متعلّق به « خرج » است ، ابو البقاء « 1 » نيز اين گونه تركيب كرده است . و الثاني : دوّمين فرق حال و تمييز اين است كه گاهى معناى مراد متكلم از كلام ، متوقف بر ذكر حال مىشود ، يعنى اگر حال در كلام ذكر نشود و لحاظ نگردد ، معناى كلام مطابق با مراد متكلم نمىباشد ، مانند قول خداوند متعال در ذمّ كبر و غرور ، خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم :
لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا
« الإسراء / 37 » شاهد : در حاليت « مرحا » براى « أنت » كه در « لا تمش » مستتر است مىباشد در حالى كه معناى واقعى و مراد متكلم از كلام متوقف بر ذكر آن است زيرا معناى آيه با لحاظ معناى حال اين گونه است : « راه مرو در زمين با حال كبر و غرور » در صورتى كه اگر حال در كلام لحاظ نشود معناى آيه اين گونه مىشود « راه مرو در زمين » كه يقينا مراد خداوند نيست . و مانند آيه شريفهء :
لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى
« النساء / 43 » كه نيز اينچنين است ، در حالى كه هيچوقت معناى كلام متوقف بر ذكر تمييز نمىشود ، زيرا تمييز چه ذكر شود و چه ذكر نشود معناى كلام كامل است و مطابق مراد متكلم مىباشد . مانند : « طاب زيد » كه « نفسا » چه ذكر شود و چه نشود و دخلى و تأثيرى در صحّت اصل معناى كلام ندارد . الثالث : سومين وجه فارق بين حال و تمييز ، اين است كه حال مبين و بيانگر هيأت و كيفيت اسمى در كلام است ، مانند : « جاء زيد ضاحكا » در حالى كه تمييز ، مبيّن و بيانگر ذات اسم قبل و رافع ابهام از ذات اوست ، به عنوان نمونه در مثال « عندي مثقال » يعنى « نزد من مثقالى است » كه ذات « مثقال » ابهام دارد كه از چه
هامش
( 1 ) - إملاء ما منّ به الرحمن : 2 / 180 .