ما افترق فيه الحال و التمييز و ما اجتمعا فيه
متن اعلم أنّهما اجتمعا في خمسة امور و افترقا في سبعة .
شرح پنجمين حكمى كه كثيرة الدوران است و در اين باب مورد بحث قرار مىگيرد ، امور مميزه و فارقهء بين حال و تمييز و بيان امور مشتركهء بين اين دو است ، به عبارت ديگر بحث درباره خصوصياتى است كه يكى از حال و تمييز آن را دارد و ديگرى آن خصوصيت را ندارد و همچنين بحث درباره امورى است كه اين دو باهم در آن امور اجتماع دارند ، يعنى هردو داراى آن كيفيت هستند . بايد دانست كه حال و تمييز در پنج امر باهم مشترك هستند كه آنها عبارتند از : 1 - هردو اسم هستند 2 - هردو نكره مىباشند 3 - هردو ركن كلام نيستند يعنى مسند و مسنداليه نمىباشند 4 - هردو منصوب هستند 5 - هردو رافع يك نحوه ابهام در كلام مىباشد چنان كه حال رافع ابهام هيأت اسمى در كلام است و تمييز رافع ابهام ذاتى يا نسبتى در كلام مىباشد . بايد توجه داشت كه گاهى حال به صورت جمله نيز مىآيد چنان كه ابن مالك مىگويد :
و موضع الحال يجىء جملة * ك « جاء زيد و هو ناو رحلة »
بنابراين ممكن است اشكال شود كه حال هميشه اسم نمىباشد تا از وجوه مشترك بين حال و تمييز شمرده شود ، لكن جواب اين است كه اصل در حال ، اسميت است و جمله ثانيا و بالعرض و نائب مناب از اسم مىباشد و بحث در اينجا درباره امور مشتركهء اصلى حال و تمييز است .