تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
است :
وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
« الأنفال / 67 » كه در اصل « ثواب الآخرة » بوده كه بعد از حذف « ثواب » مضاف‌اليه به جرّ خود باقى مانده است . 2 - « قدير » عطف بر « صفيف » است و طبق قاعده بايد منصوب مىشد لكن چون اسم مجاور آن « شواء » مجرور است ، اعراب به مجاورت گرفته است . 3 - « قدير » عطف بر « صفيف » است لكن جر « قدير » بنابر عطف بر توهّم است يعنى چون كثيرا معمول اسم فاعل ، مضاف‌اليه آن مىشود ، لذا به توهّم اينكه « صفيف » مضاف‌اليه اسم فاعل است به معطوف آن جر داده شده است ، مانند عطف بر توهّم كه در اين شعر زهير بن أبى سلمى وجود دارد :
« بدالي أني لست مدرك مامضى * و لا سابق شئيا إذا كان جائيا » « 1 »
شاهد در اين است كه چون كثيرا بر خبر « ليس » باء زائده داخل مىشود ، به توهّم اينكه در اينجا نيز باء زائده بر « مدرك » آمده و مجرور مىباشد « سابق » كه معطوف آن است نيز جرّ داده شده است . معناى شعر : « ظاهر شد براى من كه همانا من نيستم درك كنندهء آنچه كه گذشته است و نيستم سبقت گيرنده از چيزى كه واقع مىشود »
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 242 ، شرح شواهد المغني : 1 / 282 ، شرح الكافية : 2 / 267 ، مغني الأديب : 1 / 204 ، شرح ابن يعيش : 7 / 56 ، الإنصاف : 1 / 191 ، لسان العرب : 6 / 360 ، الكتاب : 1 / 182 ، إملاء ما منّ به الرحمن : 1 / 210 .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 54 | غلامعلى صفايى