تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
به اعتبار قابليت آن براى مجرور واقع شدن مىدانند . و بغداديون براى اثبات ادعاى خود به اين شعر امرء القيس كه يكى از ابيات قصيده معلقه اوست ، تمسك كرده‌اند :
« فظلّ طهاة اللحم ما بين منضج * صفيف شواء أو قدير معجّل » « 1 »
شاهد : بنابر قول بغداديون در عطف و تابعيت « قدير » مجرور از « صفيف » كه معمول منصوب بنا بر مفعوليت براى اسم فاعل « منضج » است مىباشد . قابل ذكر است كه بعضى از محشين « منضج » را صفت مشبهه مىدانند ، لكن اين قول از جهت معنا صحيح نمىباشد ولى در هرصورت اين اختلاف ضررى به اصل بحث وارد نمىكند . تركيب شعر : فاء تفريع است و « ظلّ » از افعال ناقصه و فعل ماضى به معناى « صار » است هرچند كه معناى اصلى « ظلّ » « أقام نهارا » است لكن گاهى به معناى « صار » نيز استعمال مىشود مانند آيهء شريفه
ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا
( النحل / 58 ) و « طهاة » جمع « طاه » به معناى طبّاخ است و « اللحم » مضاف‌اليه آن است و « ما » موصوله و محلا منصوب بنا بر خبريت براى « ظلّ » است و « بين منضج » صله آن و « صفيف » مفعول « منضج » و « شواء » مضاف‌اليه آن مىباشد و « قدير » عطف بر « صفيف » و « معجّل » صفت براى « قدير » است . معناى شعر : « پس گرديدند طباخان گوشت آنچنان كه گروهى طبخ كنندهء گوشت صفت داده شدهء بريان بودند و گروهى ديگر طبخ‌كننده گوشتهاى در ديگ ريخته شده‌اى بودند كه آن ديگ زود طبخ كنندهء گوشت است » . و خرّج على أنّ الأصل : در جواب بغداديون گفته شده است كه اين شعر به سه‌گونه تخريج و توجيه مىشود كه با هريك ، استدلال آنان به اين شعر بر مدعاى خود باطل مىشود : 1 - « قدير » عطف بر « صفيف » نيست بلكه مضاف‌اليه « طابخ » محذوف است كه آن عطف بر « منضج » است سپس مضاف كه « طابخ » است حذف شده و مضاف اليه آن به جرّ خود باقى مانده ، مانند قراءت بعضى از قراء « 2 » كه اين آيه شريفه را به
هامش
( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 857 ، شرح المعلقات السبع : 36 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 7 / 13 ، شرح الاشموني : 3 / 107 ، همع الهوامع : 2 / 141 . ( 2 ) - رجوع شود به الكشاف : 2 / 237 .