تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
مشبهه بر آن به علّت ضعف در عمل جايز نيست لذا صحيح نيست كه گفته شود : « زيد وجهه حسن » كه در اصل اين گونه « زيد حسن وجهه » بوده باشد . چنان كه ابن مالك در اين‌باره مىگويد :
و سبق ما تعمل فيه مجتنب * و كونه ذاسببية وجب
الخامس : پنجمين فرق بين اسم فاعل و صفت مشبهه اين است كه معمول اسم فاعل مىتواند سببى و أجنبى باشد در حالى كه معمول صفت مشبهه واجب است حتما سببى باشد . و مراد از معمول سببى اين است كه معمول يك نحوه سبب ارتباط با اسم قبل از صفت مشبهه و يا اسم فاعل داشته باشد كه نوعا در اين موارد ، معمول صفت مشبهه و اسم فاعل داراى ضميرى است كه به اسم قبل از صفت مشبهه و اسم فاعل راجع است . مانند : « زيد ضارب غلامه » و « زيد حسن وجهه » يا « زيد حسن الوجه » كه الف و لام عوض از مضاف‌اليه « وجه » بوده است در اين موارد معمول منصوب اسم فاعل و صفت مشبهه را سببى گويند كه در اين صورت بايد يك نحوه ارتباط با اسم قبل از اسم فاعل و صفت مشبهه داشته باشد و اين ارتباط را ضمير مضاف‌اليه يا الف و لام عوض از آن برقرار مىكند . امّا معمول منصوب اسم فاعل مىتواند اجنبى نيز باشد يعنى هيچگونه ارتباطى لفظى در جمله با اسم قبل از اسم فاعل نداشته باشد مثل : « زيد ضارب عمرا » كه « عمرا » هيچگونه ارتباط لفظى با « زيد » ندارد در حالى كه معمول منصوب صفت مشبهه نمىتواند اجنبى باشد ، لذا مثال « زيد حسن عمرا » غلط است . به همين جهت ابن مالك در بيت قبل دربارهء وجوب سببى بودن معمول صفت مشبهه گفته است :
و سبق ما تعمل فيه مجتنب * و كونه ذا سببية وجب
السادس : ششمين فرق بين اسم فاعل و صفت مشبهه ، اين است كه اسم فاعل ، با آن فعلى كه از آن اشتقاق شده ، مخالفت در عمل نمىكند يعنى اگر آن فعل لازم باشد ، اسم فاعل آن نيز لازم است و اگر متعدى است ، اسم فاعل آن نيز متعدى خواهد بود و اگر آن فعل متعدى به يك مفعول بود اسم فاعل آن نيز يك مفعولى و اگر دو مفعولى بود اسم فاعل نيز دو مفعولى مىباشد ، مثلا « ضارب » اسم فاعل
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 48 | غلامعلى صفايى