أحدها : اسم فاعل هم از فعل متعدى و هم از فعل لازم ساخته مىشود ، مانند « ضارب » كه از فعل متعدى ثلاثى مجرد « ضرب » ساخته شده و « قائم » از فعل لازم ثلاثى مجرد « قام » ساخته شده و « مستخرج » كه از فعل متعدى ثلاثى مزيد « يستخرج » اشتقاق شده و « مستكبر » كه از فعل لازم ثلاثى مزيد « يستكبر » مشتق شده است ، لكن صفت مشبهه فقط از فعل لازم ساخته مىشود ، مانند : « حسن » كه از فعل لازم « حسن » و « جميل » كه از فعل لازم « جمل » ساخته شده است . چنان كه ابن مالك در بيان كيفيت ساخت صفت مشبهه مىگويد :
و صوغها من لازم لحاضر * ك « طاهر القلب جميل الظاهر »
الثانى : دوّمين فرق اسم فاعل و صفت مشبهه ، اين است كه اسم فاعل صلاحيت تطبيق بر هرسه زمان ماضى ، حال و آينده را دارد ، لذا مىتوان گفت : « زيد ضارب أمس » و « زيد ضارب الآن » و « زيد ضارب غدا » ، لكن صفت مشبهه تنها صلاحيت تطبيق بر زمان حال و حاضر را دارد و فقط مىتوان گفت « زيد حسن الآن » و نمىتوان گفت « زيد حسن أمس » و « زيد حسن غدا » . شايان ذكر است كه مراد از زمان حاضر و حال ، عبارت است از زمان ماضى كه متصل به زمان حاضر و حال تكلم است نه آن زمان ماضى كه از زمان حاضر و حال تكلم بعيد است بنابراين سيرافى كه مىگويد : زمان صفت مشبهه زمان ماضى است مراد او زمان ماضى متصل به حال كه در حكم زمان حال مىباشد است ، پس قول او با ديگر نحويين كه مىگويند زمان صفت مشبهه حال است اختلافى ندارد .
نكته : قابل ذكر است علت اينكه مصنف كتاب زمان « الحاضر » را تفسير به زمان ماضى متصل به زمان حاضر و حال تكلم كرده اين است كه مىخواسته بين قول سيرافى با قول ديگر نحويون جمع كند .
الثالث : اسم فاعل در اصل حركات و سكنات مطابق و همانند فعل مضارع خود است ، مثل : « ضارب » كه مطابق « يضرب » در اصل حركات و سكنات است زيرا حرف اوّل در هردو متحرك و حرف دوّم ساكن و حرف سوم متحرك و حرف چهارم متحرك است و همچنين در « منطلق » و « ينطلق » نيز اين گونه است . البته بايد