تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
توجه داشت كه تطابق در نوع و شخص حركات لازم نيست كه مثلا در هردو ، اوّلين حرف ، متحرك و مفتوح باشد بلكه در تطابق بين آن دو ، اصل متحرك و ساكن بودن كافى است مانند : « ذاهب » كه از « يذهب » گرفته شده است كه در اصل حركات و سكنات همانند هستند هرچند در نوع و عين حركت در حرف سوم مثل هم نمىباشند . و منه : بايد توجه داشت كه ملاك تطابق اسم فاعل با فعل مضارع خود ، در زمان قبل از اعلال فعل مضارع است و الّا گاهى فعل به سبب اعلال ، حركات و سكنات آن تغيير مىكند ، مانند : « يقوم » در اصل « يقوم » بوده است ، و اسم فاعل آن « قائم » مطابق اصل است بنابراين ملاك مطابقت اسم فاعل با فعل مضارع خود قبل از تغييرات صرفى است لهذا : به همين جهت كه اسم فاعل بايد مطابق فعل مضارع خود در اصل حركات و سكنات باشد و لزومى ندارد كه در نوع و عين حركات مشابه آن باشد ، عبد اللّه بن احمد بن خشّاب از نحويين بغداد گفته است كه اين موازنه و هيأت در حركات و سكنات ، وزن عروضى گويند در مقابل وزن تصريفى كه علاوه بر تطابق در اصل حركات و سكنات بايد در نوع حركات نيز مانند هم باشند . و هي تكون : پس اسم فاعل همواره هم‌وزن عروضى با اصل فعل مضارع خود است به خلاف صفت مشبهه كه گاهى مطابق و مجارى با وزن عروضى فعل خود است مثل « منطلق اللسان » كه صفت مشبهه « منطلق » مشابه « ينطلق » و « مطمئنّ النفس » كه صفت مشبهه مطابق « يطمئنّ » است يا « طاهر » كه مطابق « يطهر » است و گاهى نيز غير مطابق است كه غالبا اين گونه است ، مانند : « ظريف » كه از « يظرف » گرفته شده كه حرف دوم صفت مشبهه متحرك است . لكن حرف دوّم فعل ساكن است و همچنين « جميل » و « يجمل » . الرابع : چهارمين فرق بين اسم فاعل و صفت مشبهه اين است كه معمول منصوب اسم فاعل مىتواند مقدّم بر اسم فاعل شود ، مثل : « زيد عمرا ضارب » كه در اصل اين گونه « زيد ضارب عمرا » بوده است . لكن تقدم معمول منصوب صفت