دوّم نسبت به لفظ اوّل گردد ، زيرا مىتوان عطف بيان را اين گونه تصوّر كرد كه مجرد از لفظ اضافى است و با اين وجود لفظ دوّم عطف بيان باشد ، به عنوان مثال شما در حالى كه در حضورتان دو نفر به اسم « زيد » وجود دارد ، مىگوئيد : « يا زيد زيد » و در همان حال كه « زيد » اوّل را مىگوئيد ، هركدام از اين دو توهّم مىكنند كه او مقصود از خطاب است ، لكن زمانى كه « زيد » را تكرار كرديد و رويتان را به طرف يكى كرديد مراد شما از « زيد » ظاهر و روشن مىشود بنابراين « زيد » دوّم با آنكه زيادت توضيح ندارد ، لكن عطف بيان از لفظ اوّل شده است .
نكته : مىتوان در اينجا اين اشكال را كرد كه در اين مثال با « زيد » دوّم زيادت توضيح است هرچند معنوى و با اشاره است و زيادت توضيح بر دو قسم است 1 - لفظى 2 - معنوى و در اينجا متكلم با رو به طرف يكىكردن زيادت توضيح را ايجاد مىكند ، بطورى كه گويا او گفته « يا زيد زيد الذى كان في اليمين » .
السابع : هفتمين فرق عطف بيان و بدل ، اين است كه عطف بيان در نيت و فرض جايگزين شدن در محل متبوع و لفظ اوّل نيست ، به خلاف بدل كه در نيت حلول و جايگزينى در محل مبدل منه است . بنابراين بدل بايد تمامى شرايط حضور در آن محل را دارا باشد ، به همين جهت بدليت در مثل : « يا زيد الحارث » ممتنع است زيرا « الحارث » شرط حضور در محل « زيد » را ندارد زيرا حرف ندا با اسم الف و لام دار - به جز اسم جلاله و جملات محيكه و در ضرورت شعرى - جمع نمىشود بنابراين در اينجا فقط « الحارث » مىتواند عطف بيان باشد . و در مثل « يا سعيد كرز » با تنوين رفع « كرز » يا « يا سعيد كرزا » با تنوين نصب « كرز » لفظ « كرز » نمىتواند بدل باشد زيرا اسم مفرد معرفه بعد از حرف ندا بايد مضموم و بدون تنوين باشد ، پس در اينجا در حالت رفعى و در حالت نصبى « كرز » عطف بيان از « سعيد » است و در حالت رفعى تابع اعراب لفظى او ، در حالت نصبى تابع اعراب محلى اوست . لكن اگر جمله اين گونه بود « يا سعيد كرز » به ضم و بدون تنوين ، جريان بالعكس مىشود و بدليت متعين است و عطف بيان نمىتواند باشد زيرا مضموم و بدون تنوين بودن آن ، نشانه اين است كه عامل كه « يا » مىباشد تكرار
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 43
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٤٣