تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
شاهد : در عطف بيان يا بدل بودن « زيد » دوّم از « زيد » اوّل است با توجه به اينكه « زيد » دوّم اضافه به « اليعملات » شده است و داراى توضيح بيشترى نسبت به « زيد » اوّل مىباشد ، بايد توجّه داشت كه اين شعر وقتى شاهد مثال اين بحث است كه « زيد » اوّل بنا بر مناداى معرفه مفرد ، مرفوع بوده و « زيد » دوّم منصوب و تابع محل « زيد » اوّل باشد و قابل ذكر است كه نمىتواند « زيد » دوم مرفوع بوده بلكه بايد منصوب باشد زيرا مضاف است و تابع منادا اگر مضاف باشد ، تابعيت محلى از منادا مىكند و منصوب مىگردد . لكن اگر « زيد » اوّل نصب داده شود و گفته شود « زيد » بدون تنوين ، در اعراب آن سه قول است : 1 - « زيد » اوّل مضاف به « اليعملات » بوده و مىدانيم مناداى مضاف منصوب است و « زيد » دوّم تأكيد « زيد » اوّل و فاصل بين مضاف و مضاف‌اليه است . 2 - « زيد » اوّل مناداى مضاف به « اليعملات » محذوف است كه « اليعملات » مذكور بر آن دلالت مىكند و « زيد اليعملات » مذكور تاكيد « زيد اليعملات » مقدّم است كه مضاف‌اليه آن حذف شده است ، 3 - « زيد » اوّل با « زيد » دوّم تركيب مزجى شده مثل « بعلبك » سپس اضافه به « اليعملات » شده است مثل « بعلبك لبنان » . پس فتح « زيد » اوّل به جهت تركيب است و به علت اعراب نيست در اين سه صورت « زيد اليعملات » عطف بيان يا بدل نمىباشد . تركيب شعر : « يا » حرف ندا « زيد » منادا « زيد » عطف بيان يا بدل كه اضافه به « اليعملات » جمع « اليعملة » به معناى شتران كارى و قوى هيكل شده است و « الذبل » جمع « الذابلة » به معناى شتران چالاك ميان اندام ، صفت براى « اليعملات » « تطاول » فعل ماضى باب تفاعل و « الليل » فاعل آن و جمله « هديت » جمله دعائيه و « انزل » فعل امر و جواب شرط مقدر است يعنى « إذا كان كذلك فانزل » . معناى شعر : « اى زيد زيدى كه از آن شتران قوى و ميان اندام است ، شب سپرى شد - هدايت گرديده شوى - پس فرو بيا و استراحت كن » . بايد توجه داشت كه اضافه « زيد » به « اليعملات » اضافه لاميه است . الثالث : سومين اشكال بر ابن طراوه و پيروانش اين است كه لازم نيست در عطف بيان حتما به لفظ دوّم لفظى اضافه شده باشد كه باعث زيادت توضيح لفظ