تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
زانو درآوردن آن قوم را نيز بيان مىكند . بايد دانست در قراءت غير يعقوب كه به رفع « كلّ » دوّم است . « كلّ » دوّم مبتدا و « تدعى » خبر آن بوده و جمله مستأنفه است . شايان ذكر است كه « جاثية » به معناى به زانو افتاده و منصوب بنا بر حاليت از « كلّ امة » است . اين فرق را ابن طراوة ابو الحسين سليمان بن محمد از علماى نحو اندلس قائل به آن است و در اين مطلب ابن مالك و فرزندش بدر الدين از او پيروى كرده‌اند . و دليل آنان اين است كه عطف بيان براى روشن شدن مراد از لفظ متبوع است و صحيح نيست كه لفظ عطف بيان همانند متبوع خود باشد زيرا هيچگاه لفظى بدون اضافه شدن لفظ توضيح‌دهنده به آن نمىتواند بيانگر معناى مراد از لفظى مشابه خود باشد . بنابراين ابن طراوة و پيروانش قائلند كه عطف بيان بايد همانند لفظ اوّل نباشد چون يك شي نمىتواند روشن‌كننده و مبين خود باشد لكن بدل مىتواند همانند لفظ مبدل منه خود باشد . به شرط اينكه با آن لفظى توضيح‌دهنده و روشنگر باشد . و فيه نظر : لكن اين دليل از سه جهت اشتباه است : الأوّل : اين دليل - چون از يك طرف مىگويد : يك شي نمىتواند مبين خود باشد و از طرفى ديگر اتفاق نحويين است كه بدل مىتواند مانند لفظ مبدل منه خود باشد - اقتضا دارد و نتيجه گرفته مىشود كه بدل هرگز مبين مبدل منه نمىباشد در حالى كه اتفاق نحويين است كه بدل نيز مبين مبدل منه مىتواند باشد به همين جهت سيبويه اين دو مثال « مررت بي المسكين » و « مررت بك المسكين » كه « المسكين » بدل از ضمير ياء و كاف باشد منع كرده است ؛ زيرا ضمير مخاطب و متكلم روشن‌تر از « المسكين » است پس « المسكين » چون مبين آن دو ضمير نمىتواند باشد بدل از آنها نمىباشد ، لكن « مررت به المسكين » چون ضمير غائب يك نحوه ابهام دارد زيرا مرجع آن غائب است و حاضر نيست ، لذا « المسكين » مىتواند توضيح و بيان از آن باشد پس مىتواند بدل از آن باشد . و إنّما يفارق البدل و عطف البيان : بايد دانست كه بدل و عطف بيان در اينكه هردو مبين متبوع خود هستند هيچ فرقى ندارند بلكه تنها فرقى كه در اين مورد دارند