ما يعرف به الفاعل من المفعول
متن أكثر ما يشتبه ذلك إذا كان أحدهما اسما ناقصا و الآخر اسما تاما و طريق معرفة ذلك أن تجعل في موضع التام . . .
شرح سومين حكمى كه در باب چهارم كتاب پيرامون آن بحث مىشود ، دربارهء ملاك و معيارى است كه با آن فاعل از مفعول تشخيص داده شود . و با آن ملاك ، صحت و عدم صحت فاعل و مفعول قرار دادن دو اسم را در كلام نويسنده يا گوينده ارزيابى مىگردد .
بايد دانست كه اسم به اعتبار نياز به توضيح داشتن بر دو قسم است : 1 - تام ، كه نيازى به توضيح ندارد مثل « زيد » ، 2 - ناقص كه نياز به توضيح به واسطه الفاظى مانند صله و يا صفت دارد مانند موصولات و اسمهاى دائم التوصيف كه در كلام واقع مىشوند .
اگر در جمله دو اسم تام ، فاعل و مفعول قرار داده شود ، اين از حيث معنا ممكن بوده و اشكالى ندارد ، مانند « ضرب زيد عمرا »
و اگر يكى تام و ديگرى ناقص باشد مثل « ضرب زيد من قام أبوه » يا « ضرب من قام أبوه زيدا » ، در اين صورت است كه أكثرا موجب اشتباه فاعل با مفعول مىشود ، لذا فرمولى نياز است كه مخاطب و شخص قارى بتواند در كلام گوينده و نويسنده دقيقا فاعل از مفعول تشخيص دهد ، به همين جهت مؤلف كتاب مىگويد :
اوّلا بايد كلام متكلم را ملاحظه كرد اگر اسم تام « زيد » مرفوع بود جاى آن اسم