دوّم به واسطه حرف جر متعدى هستند . بنابراين اين افعال متعدى به يك مفعول ، به واسطه تضمين به يك باره متعدى به سه مفعول مىشوند ، به خلاف ديگر اسباب تعديه كه تنها فعل را يك درجه از حيث قدرت عملى بالاتر مىبرند .
السابع : هفتمين سبب متعدىكردن افعال ، اسقاط حرف جر است و اين اسقاط به علت توسّعى است كه در باب حروف جر وجود دارد ، بنابراين اگر فعلى لازم بوده و توسط حرف جرى متعدى مىشود ، سقوط آن حرف جر ، باعث مىشود كه خود آن فعل متعدى شده و آن اسم مجرور را بنا بر مفعوليت نصب دهد ، مانند آيه شريفه :
أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ
« الأعراف / 150 » .
شاهد : در اين است كه فعل « عجلتم » كه با « عن » متعدى مىگردد ، به واسطه اسقاط آن حرف جر ، متعدى بنفسه شده است و « أمر » را بنا بر مفعوليت بلاواسطه نصب داده است و در اصل اين گونه بوده است : « أعجلتم عن أمر ربّكم » . و همچنين اگر فعلى متعدى به مفعول اوّل بلاواسطه بود ، و به مفعول دوّم به واسطه حرف جر متعدى مىشد ، در صورت اسقاط حرف جر ، آن فعل به مفعول دوّم متعدى بنفسه مىشود و آن اسم مجرور را نصب مىدهد . مانند آيه شريفه :
وَ لكِنْ لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا
« البقرة / 235 » .
فعل « تواعدوا » به مفعول اوّل « هنّ » متعدى بلاواسطه است لكن به مفعول دوّم ، متعدى به واسطه حرف جر « على » مىباشد و چون آن حرف جر ساقط شده است ، خود فعل متعدى به دو مفعول شده و اسم مجرور « سرّ » را نصب داده است و همين اسقاط حرف جر باعث تعديه آن فعل به دو مفعول مىباشد .
و لا يحذف الجار قياسا : بايد دانست كه اين شيوه تعديه در سه محل قياسى و در ساير مواضع سماعى مىباشد . مواضع قياسى آن عبارت است از :
1 - هرگاه مفعول به واسطه حرف جر ، متشكل از « أن » و يك فعل باشد كه تأويل به مصدر مىروند . مانند آيه شريفه :
أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ
« الأعراف / 63 »
كه حرف جر « من » كه باعث تعديه فعل « عجب » مىباشد حذف شده است