فعل را قويتر از حالت قبل خود مىكند ، مثلا فعل لازم را تبديل به متعدى به يك مفعول مىكند ، و متعدى به يك مفعول را تبديل به فعل متعدى به دو مفعول مىكند ، لكن باب تضمين اين گونه نيست بلكه بستگى به معناى فعل متضمّن دارد اگر يك مفعولى بود ، فعل متضمّن متعدى به يك مفعول مىشود و اگر فعل متضمّن متعدى به دو مفعول بود ، فعل متضمّن دو مفعولى مىشود هرچند كه آن فعل لازم باشد بنابراين گاهى تضمين تبديل و نقل مىدهد و ارتقاى عملى مىدهد فعل را به بيشتر از يك درجه ، در حالى كه ديگر اسباب تنها يك درجه فعل را قدرت عملى مىدهند ، و به همين جهت كه باب تضمين مىتواند به يكباره فعل را چند درجه قدرت عملى ببخشد به عنوان نمونه ، فعل « ألوت » به قصر همزه نه به مد آن ، كه معناى آن « قصرت » است و فعلى لازم مىباشد ، به جهت متضمن شدن فعل « منع » متعدى به دو مفعول مىشود ، مانند : « لا آلوك نصحا و آلوك جهدا » كه « آلوك » كه فعل مضارع متكلم وحده است متضمن معناى « لا أمنعك » و متعدى به دو مفعول - كاف ضمير و اسم منصوب بعد از آن - مىباشد و معناى مثال اين گونه است : « دريغ نمىكنم تو را نصيحتكردن را و دريغ نمىكنم تو را كوشش و سعيم را » و از همين قبيل ، قول خداوند متعال است :
لا يَأْلُونَكُمْ خَبالًا
« آل عمران / 118 » كه « يألون » به سبب متضمن شدن فعل « يمنعون » متعدى به دو مفعول شده است .
و عدّى « أخبر و خبّر و حدّث و أنبأ و نبّا » إلى ثلاثة : اين عبارت عطف بر « عدّى ألوت » است ، يعنى چون در باب تضمين گاهى فعل چند درجه بالاتر - از حيث قدرت عملى خود - برده مىشود لذا اين افعال اگر متضمن معناى « أعلم و ارى » شوند ، متعدى به سه مفعول مىگردند زيرا اين دو فعل متعدى به سه مفعول هستند در حالى كه اين افعال ياد شده در متن كتاب مثل « أخبر و خبّر . . . » به يك مفعول بلاواسطه و به مفعول ديگر به واسطهء حرف جر متعدى مىشوند ، مانند آيه شريفه :
أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ
« البقرة / 33 » .
و آيه شريفه :
نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ
« الأنعام / 143 » .
شاهد در اين است كه فعل « أنبأ و نبّئوا » به مفعول اوّل بلاواسطه و به مفعول