جايز است جر باشد .
ممّا يشهد لمدعي الجر : از ادلهاى كه تاييد قول مدعى و قائل به جر محلى داشتن مجرور بعد از حذف جار در « أن و أنّ » مىكند ، اين آيه شريفه است :
وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً
« الجن / 18 »
شاهد : در محل جر « أنّ المساجد لله » است كه در اصل قبل از آن يك لام علت در تقدير بوده كه متعلق به « لا تدعوا » است بنابراين جار و مجرور معمول « لا تدعوا » است لذا موضع اصلى آن بعد از آن فعل مىباشد ، پس اصل آيه اين گونه بوده است : « لا تدعوا مع اللّه أحدا لأن المساجد للّه » كه جار و مجرور مقدّم شده و سپس جار حذف گرديده است .
و دليل بر اينكه محل « أنّ المساجد لله » بعد از حذف حرف جر ، مجرور مىباشد آن است كه معمول منصوب يك فعل اگر مصدر مؤول مانند « أن » وصله آن باشد هرگز مقدّم بر آن فعل نمىشود لذا هرگز شما نمىگوئيد : « أنّك فاضل عرفت » با اين فرض كه « أنّ » و معمول آن ، مفعول فعل بعد باشد در حالى كه اگر محل « أنّ المساجد للّه » مجرور باشد ، تقديم آن بر فعل مانعى ندارد ، بنابراين تقديم « أنّ المساجد لله » كاشف از جر محلى آن است ؛ زيرا در جار و مجرور توسع مكانى است .
و هنا معدّ ثامن : همانطور كه گفته شد هفت امر باعث تعديه فعل مىشود لكن در اينجا يك سبب شمرده شدهء هشتمى نيز هست كه آن را كوفيون بيان كردهاند و آن اين است كه حركت عينالفعل به حركت ديگرى تغيير داده شود ، به عنوان نمونه گفته مىشود : « كسى زيد » بر وزن « فعل » مانند « فرح » كه در اين صورت لازم است ، ولى اگر عينالفعل آنكه حرف سين است فتحه داده شود در اين هنگام متعدى و داراى دو معنا مىشود :
1 - « ستر و غطّى » كه متعدى به يك مفعول مىگردد ، مانند قول امرء القيس در وصف اسب خود :
« و أركب في الروع خيفانة * كسا وجهها سعف منتشر » « 1 »
شاهد : در فعل « كسى » است كه كسرهء عينالفعل تبديل به فتحه شده سپس به
هامش
( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 636 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 7 / 140 .