تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
علت تعديه باب مفاعله ، همان الف آن است كه همانطور كه گفته شد اين عبارت مسامحه دارد . مانند اينكه شما در هنگام تعديهء مثال « جلس زيد » به معناى « زيد نشست » مىگوئيد : « جالست زيدا » يعنى « نشاندم زيد را » . الثالث : سومين عامل تعديه فعل لازم اين است كه فعل لازم به باب « فعل يفعل » برده شود فايده اين باب ، بيان غلبه نمودن و برترى يافتن فاعل در اصل انجام فعل بر مفعول است به عنوان مثال « كرم زيد » يعنى زيد كريم بود ، و اگر متكلم همين فعل را بر وزن : « فعلت ، أفعل » بياورد و بگويد : « كرمت زيدا » ، و يا « أكرمه » يعنى : « در كرم و بخشش داشتن من غلبه كردم زيد را » و يا « در كرم و بخشش غلبه مىكنم زيد را » . الرابع : چهارمين سبب تعديه فعل لازم ، بردن آن فعل به باب « استفعال » است در وقتى كه معناى باب استفعال ، يا طلب انجام مصدر ثلاثى مجرد و يا نسبت دادن مصدر ثلاثى مجرد به يك شيء باشد ، مانند : « استخرجت المال » كه مادهء « خرج » كه فعل لازم است به باب استفعال برده شده و معناى باب هم طلب انجام مصدر فعل ثلاثى مجرد است لذا متعدى مىباشد و معناى مثال اين گونه است « طلب خروج مال را كردم » . و مانند : « استقبحت الظلم » كه ماده « قبح » كه لازم است به باب استفعال كه داراى معناى نسبت است برده شده و متعدى گرديده است و معناى مثال اين گونه است : « نسبت قبح دادم ظلم را » . و قد ينقل : و گاهى اين باب ، فعل متعدى به يك مفعول را تبديل به متعدى به دو مفعول مىكند ، مانند : « استكتبته الكتاب » يعنى « طلب كردم نوشتن او كتاب را » كه در اصل مادهء « كتب » يك مفعولى است : « كتب زيد الكتاب » لكن بعد از بردن به باب استفعال دو مفعولى شده است و « زيد » كه فاعل بوده مفعول قرار داده شده و در مثال به جاى آن ضمير راجع به آن آورده شده است . الخامس : پنجمين سبب تعديه فعل لازم ، بردن آن فعل به باب « تفعيل » است و چون فرق اين باب با فعل لازم آن در مضاعف بودن عين الفعل است لذا از باب مسامحه گفته مىشود تضعيف عين‌الفعل موجب تعديه فعل لازم است ، مانند : « فرح زيد » كه در هنگام تعديه آن گفته مىشود « فرّحته » .