على أنّه سمع : البته بايد توجه داشت كه بطور غيرفصيح اين گونه نيز شنيده شده است كه گاهى هاء تنبيه در جمله اسميه غيرمنسوخ بر اسم اشاره قرار گرفته ، كه در اين صورت اسم اشاره مبتدا و ضمير خبر مىباشد ، مانند : « هذا أنا » .
و اعلم أنّهم حكموا : بايد دانست كه ادات مصدرى مثل « أن و أنّ » وقتى فعلى را تأويل به مصدر مىبرند ، آن مصدر مؤول دو صورت دارد : 1 - مصدر مؤول نكرة : اين در صورتى است كه فاعل آن فعل كه ادات مصدرى بر آن است و يا اسم « أنّ » نكره باشد ، مانند : « أعجبني أن صنع رجل » يا « أعجبني أنّ رجلا صنع » كه تاويل به « أعجبني صنع رجل » مىرود . 2 - مصدر مؤوّل به معرفه : كه اين در صورتى است كه فاعل فعل يا اسم « أنّ » معرفه باشد ، مانند : « أعجبني أن صنع زيد » يا « أعجبني أنّ زيدا صنع » كه تأويل به « أعجبني صنع زيد » مىرود در صورت دوّم مصدر مؤول ، معرفه بوده و در حكم ضمير است هرچند در مواضع ديگر ، مضاف به علم ، در حكم علم است و در رتبهء دوّم قرار دارد لكن در اينجا در حكم ضمير است و در رتبهء اوّل معارف قرار دارد زيرا همانند ضمير وصف براى آن آورده نمىشود و از اين نكته كشف مىشود كه مصدر مؤول در حكم ضمير است . لذا اگر امر دائر شد كه بين مصدر مؤول معرفه و اسم معرفهء ديگر ، يكى را اسم و ديگرى را خبر نواسخ بگيريم ، مصدر مؤول معرفه چون در رتبه ضماير است ، اسم آن ناسخ قرار داده مىشود ، و به همين جهت قراء سبعه در اين آيه شريفه كه در بيان قول منكرين روز قيامت و زنده شدن دوباره انسان است :
ما كانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
« الجاثية / 25 »
« أن قالوا » را كه مؤول به « قولهم » است اسم « كان » قرار داده و محلا مرفوع دانسته و « حجة » را خبر مقدّم « كان » قرار داده و آن را منصوب قراءت مىكنند . و همچنين اين آيه شريفه كه در بيان جواب قوم حضرت لوط است آنگاه كه ايشان به آنان مىگفت از اعمال شنيع پرهيز كنيد :
فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ
« النمل / 56 »
قراء سبعه « جواب » را بنا بر خبريت براى « كان » منصوب قراءت كردهاند ، كه