تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
داخل شده باشد ، در اين صورت حتما آن اسم اشاره ، اسم ناسخ است هرچند اسم ديگر ، اعرف از آن باشد زيرا شأن هاء تنبيه ، صدارت در جمله اسميه است هرچند آن جمله توسط نواسخ ، منسوخ شده باشد مانند : « إنّ هذا زيد » . مگر اينكه آن اسم ديگر ، ضمير باشد كه در اين صورت آن ضمير ، اسم ناسخ قرار داده مىشود و اسم اشاره خبر آن خواهد بود ؛ زيرا ضمير اعرف المعارف است و سپس بايد مقدّم بر اسم اشاره و هاء تنبيه گردد ، زيرا ضمير همواره يا مستتر در عامل يا متصل به آن است و ناسخ نيز كه قهرا مقدّم از هاء تنبيه مىباشد ؛ زيرا عامل در جمله اسميه است ، به همين جهت عامل نيز به تبع ضمير ، مقدّم مىشود . پس اسم اشاره موخّر بوده و خبر است ، مانند : « إنّه هذا » . فإنّ الأفصح : اين عبارت دليل براى اسم بودن ضمير در صورتى كه جزء ديگر اسم اشاره است ، مىباشد به اين بيان كه اگر جمله اسميه غيرمنسوخ بوده و اجزاى جمله اسميه ، ضمير و اسم اشاره باشد ، اگر مىخواستيم هاء تنبيه در جمله بياوريم ، احسن و أفصح اين است كه اوّلا ضمير مبتدا قرار داده و هاء تنبيه را بر آن داخل كرده و اسم اشاره ، خبر قرار داده شود ، يعنى هاء تنبيه كه علت اسم بودن اسم اشاره مىشد ، در اين فرض بر ضمير داخل مىشود ، لذا اسم اشاره خبر مىگردد ، مانند قول امام سيد الساجدين « ع » در دعا براى طلب عفو : « ها أنا ذا يا ربّ مطروح بين يديك » « 1 » « بدان كه من اينم اى خدا كه در مقابل تو افتاده‌ام » بنابراين در باب نواسخ نيز اگر اجزاى جمله ، ضمير و اسم اشاره بود و هاء تنبيه نيز در كلام مىخواست واقع شود ، على القاعدة همانند جمله اسميه غير منسوخ بايد بر ضمير كه اسم ناسخ مىباشد داخل شود لكن چون هرگاه اسم نواسخ ضمير شد يا در آنها مستتر و يا متصل به آنها مىگردد ممكن نيست كه هاء تنبيه بر آن داخل شود ، لذا بر خبر داخل مىگردد ، بنابراين در اين صورت دخول هاء تنبيه بر اسم اشاره دليل بر اسميت آن نيست .
هامش
( 1 ) - الصحيفة الكاملة السجادية ، دعاى شانزدهم : 113 .