ما يعرف به الاسم من الخبر
متن اعلم أنّ لهما ثلاث حالات : إحداها : أن يكونا معرفتين ، فإن كان المخاطب . . .
شرح دوّمين حكم از احكام مهم نحوى كه در باب رابع بحث مىشود ، قاعده و اصلى است كه با آن اسم نواسخ از خبر آنها تشخيص داده مىشود . شايان توجّه است كه فرق بين اين مسأله با مسأله قبل اين است كه در اينجا بحث از تعيين اسم و تشخيص آن از خبر در جملات اسميهء منسوخه مىباشد . لكن در مسأله قبل بحث از تعيين مبتدا و تشخيص آن از خبر در جملات اسميهء غيرمنسوخه بود .
قابل ذكر است در فرض و صورتى نياز به علائم و مميزات براى تشخيص اسم از خبر است كه جاى توهّم و احتمال اشتباه خبر با اسم و بالعكس باشد ، بنابراين در مواردى كه بعد از ناسخ ، جمله يا شبه جمله باشد حتما آن جمله خبر است و اسم ديگر ، اسم آن ناسخ است ، بنابراين تنها مورد اشتباه منحصر است در جايى كه بعد از ناسخ دو اسم باشد .
بايد دانست كه براى اسم و خبر نواسخ سه صورت وجود دارد :
إحداها : هردو معرفه باشند كه اين خود دو حالت دارد :
1 - مخاطب يكى از اين دو اسم را مىداند و به اسم ديگر علم ندارد ، در اين صورت ، متكلم آن اسمى كه مخاطب مىداند اسم ناسخ و اسم ديگر را خبر آن قرار مىدهد ، زيرا همواره آن جزيى كه متم الفائده است و باعث رفع جهل مىباشد خبر قرار داده مىشود ، به عنوان مثال براى كسى و مخاطبى كه مىداند « زيد » وجود دارد