لكن نمىداند او برادر « عمرو » است ، گفته مىشود : « كان زيد أخا عمرو » و براى كسى كه مىداند « عمرو » برادرى دارد لكن نمىداند كه اسم آن « زيد » است ، گفته مىشود : « كان أخو عمرو زيدا » بنابراين مخاطب هركدام از اسمها را كه مىشناسد متكلم آن را اسم « كان » و آنكه نمىداند خبر « كان » قرار مىدهد .
2 - مخاطب هردو اسم را مىداند لكن نسبت بين اين دو اسم را نمىداند كه آيا موجبه است يا اينكه نسبت بين اين دو اسم سالبه مىباشد . مثلا او شنيده است كه « زيد » وجود دارد و مردى نيز « قائم » است لكن نمىداند كه آيا « زيد » همان « قائم » است يا نيست يعنى در قلب و نهاد خود هركدام را بطور مجزا مىشناسد لكن نمىداند كه آيا اين دو در خارج باهم متحد و يكى هستند يا خير ، آن دو باهم ربطى ندارند و « زيد » كسى است و « قائم » شخص ديگرى مىباشد .
در اين فرض دو صورت وجود دارد :
الف : يكى از اين دو اسم اعرف بوده و رتبهء آن در معارف از ديگرى مقدّم است . كه در اين صورت ، قول مختار و مورد نظر مولف كتاب اين است كه اسم اعرف ، اسم ناسخ و ديگرى خبر آن قرار داده مىشود و گفته مىشود . « كان زيد القائم » هرچند جايز است كه بهطور بسيار قليل گفته شود : « كان القائم زيدا » كه اسم غير اعرف ، اسم ناسخ قرار داده شده است .
ب : اگر يكى اعرف از ديگرى نبود و در بين معارف داراى يك رتبه بودند ، در اين صورت شماى متكلم اختيار داريد كه هركدام كه خواستيد اسم و ديگرى خبر قرار دهيد ، به عنوان نمونه شما در مثال سابق - با فرض اينكه مخاطب هردو اسم را مىشناسد و تنها نسبت را نمىداند - مىتوانيد بگوئيد : « كان زيد أخا عمرو » و يا « كان أخو عمرو زيدا » زيرا هردو اسم داراى يك رتبه هستند ، زيرا مضاف به علم ، حكم علم را دارد .
و يستثنى من ذلك : از اين حكم كه در صورت الف گفته شد كه اگر يكى از دو اسم ، اعرف باشد آن را اسم ناسخ قرار داده مىشود يك مورد استثناء شده و آن در جايى است كه يكى از دو اسم مختلف الرتبه اسم اشاره بوده كه بر آن هاء تنبيه
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 20
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٢٠