تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
الحادي عشر : يازدهمين و آخرين اثرى كه مضاف از مضاف‌اليه كسب مىكند اين است كه مضاف معرب در اثر اضافه شدن به مضاف‌اليه مبنى ، مبنى مىگردد ، و اين اثر در سه موضع و محل است : أحدها : اوّلين موضعى كه مضاف از مضاف‌اليه كسب بنا مىكند در جايى است كه مضاف اسم مبهمى مىباشد كه حتى با اضافه نيز رفع ابهام از آن نمىشود و با اين خصوصيت اضافه به يك كلمه مبنى مىگردد ، مانند كلمهء « مثل ، غير ، بين ، دون و حسب » كه اين نوع از كلمات هرچند معرب هستند لكن اگر اضافه به اسماء مبنى شوند ، مبنى مىگردند و براى اثبات اين اثر - كسب بنا از مضاف‌اليه - در اين مورد ، استدلال به چند دليل شده است : 1 - آيه شريفه :
وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ
« سبأ / 54 » شاهد : در نائب فاعل بودن « بين » است كه بايد مرفوع بنا بر نائب فاعل باشد لكن چون اضافه به ضمير در اوّلى و « ما » مصدريه در دوّمى شده است مبنى بر فتح مىباشد . و مانند آيه شريفه :
وَ مِنَّا دُونَ ذلِكَ
« الجن / 11 » شاهد : در مبتدا بودن « دون » است كه بايد مرفوع باشد لكن به جهت اضافه به « ذلك » كه اسم اشاره و مبنى است ، مبنى بر فتح گرديده است . اخفش براى اثبات صحت اين اثر اضافه ، تمسك به اين دو آيه مذكور كرده است . و خولف و اجيب عن الأوّل : لكن در آيه اوّل با أخفش مخالفت شده و گفته شده است كه « بين » نائب فاعل نيست تا بتوان ادعا كرد و گفت : بايد اعراب رفع مىگرفت لكن به جهت اضافه به لفظ مبنى ، مبنى بر فتح شده ، بلكه نائب فاعل ضمير « هو » مستتر در « حيل » است كه به مصدر آن « حول » برمىگردد . و در آيه دوّم نيز با أخفش مخالفت شده و گفته شده است كه « دون » مبتدا نيست بلكه مبتدا محذوف است و آن « قوم » است و « دون » ظرف است نصب آن بنا بر مفعول فيه بودن مىباشد و متعلّق به اسم فاعل عام محذوف مىباشد كه صفت براى آن مبتداست و تقدير مثال اين گونه بوده است : « و منّا قوم كائن دون ذلك » بنابراين در هر دو آيه بين » و « دون » معرب بوده و به جهت مفعول فيه بودن منصوب مىباشند .