صفت مشبهه با آنكه از فعل لازم مشتق مىشود ، نصب به معمول خود دهد - بنابر شبه مفعوليت - آن وقت مخالفت با اصل خود كرده و تجوّز و خلاف اصل در صفت مشبهه صورت مىگيرد ، مانند همان مثال سابق در صورتى كه به « الوجه » نصب داده شود و در اين صورت هرچند در اين استعمال قبحى وجود ندارد ، زيرا در صفت مشبهه ضمير مستتر فاعلى راجع به موصوف موجود است . لكن اگر وصف « الحسن » اضافه به « الوجه » شود آن تجوّز از بين مىرود زيرا صفت مشبهه نصب نداده است .
الخامس : پنجمين اثرى كه مضاف به واسطه اضافه از مضافاليه كسب مىكند تذكير و مذكر شدن است مشروط به اينكه مضافاليه مذكر باشد لذا جايز است احكام مذكر را بر مضاف جارى كرد ، مانند قول شاعر :
« إنارة العقل مكسوف بطوع هوى * و عقل عاصي الهوى يزداد تنويرا » « 1 »
شاهد : در كسب تذكير « إنارة » مؤنث از مضافاليه خود كه « العقل » مذكر مىباشد است ، لذا خبر آن « مكسوف » مذكر آورده شده است .
معناى شعر : « نورانيت عقل از بين مىرود به واسطه تابعيتكردن از هواى نفس ، و عقل كسى كه مخالفت با هواى نفس مىكند زياد مىشود از حيث نورانيت و منوّريت »
السادس : ششمين اثرى كه مضاف از مضافاليه به واسطه اضافه كسب مىكند ، تأنيث و در حكم مونث قرار گرفتن است لذا جايز است احكام تأنيث بر آن جارى شود ، مانند قول اعراب : « قطعت بعض أصابعه » كه « بعض » به واسطه اضافه به « أصابع » كسب تأنيث كرده لذا فعل آن به صورت مؤنث آورده شده است و « أصابع » جمع « إصبع » است كه اين كلمه مونث معنوى مىباشد « 2 » . و مانند اين آيه شريفه كه حسن بصرى « 3 » فعل در آن را به تأنيث قراءت كرده است :
يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ
« يوسف / 10 »
هامش
( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 881 ، أوضح المسالك : 2 / 181 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 7 / 101 ، شرح الاشموني : 2 / 248
( 2 ) - براى تحقيق و شناخت اسماء مؤنث معنوى مراجعه شود به : المعجب في النحو : 124 .
( 3 ) - مجمع البيان : 3 / 211 .