تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
از « ضارب » است و همانطور كه « غلام امرأة » اخص از « غلام » است پس همانگونه كه « غلام » با اضافه كسب تخصيص مىكند در اينجا نيز « ضارب » همين‌گونه است ، بنابراين كسب تخصيص مىكند . و هذا سهو : مصنف كتاب مىگويد : اين سهو و غفلتى از ابن مالك است زيرا « ضارب زيد » در اصل « ضارب زيدا » بوده است كه اسم فاعل عمل بر معمول خود كرده است و پس از آن اضافه شده است و مىدانيم كه معمول هرعامل باعث تخصيص و تقييد آن عامل مىباشد چون با ذكر معمول ، آن عامل مقيد شده و اجمالا مشخّص مىشود كه مراد از آن‌چه مصداق و فردى است ، به عنوان نمونه در مثال « ضارب زيدا » ذكر « زيدا » موجب تخصيص و تقييد « ضارب » مىشود كه مراد زنندهء زيد است و نه زنندهء ديگرى مىباشد ، بنابراين قبل از اضافه اين اثر تخصيص و تقييد ايجاد شده است لذا بعد از اضافه ، ديگر كسب آن صحيح نيست زيرا تحصيل حاصل محال است بنابراين اضافه آن تنها موجب تخفيف آن مىشود . و خود ابن مالك در الفيه نيز مىگويد :
و إن يشابه المضاف يفعل * وصفا فعن تنكيره لا يعزل
فإن لم يكن الوصف : همانطور كه گفته شد اگر اوصاف و مشتقات فعل عامل بوده و اضافه به معمول خود شوند ، اضافه آن لفظيه و تخفيفيه خواهد بود . ولى اگر اوصاف و مشتقات عامل نبوده - كه در اين صورت به معناى حال و استقبال نمىباشند بلكه به معناى ماضى و يا مستمر الازمنه بوده و يا بدون الف و لامند - و اضافه شوند ، اضافه آن معنويه محضه خواهد بود به طورى كه اگر اضافه به معرفه شوند كسب تعريف ، و اگر اضافه به نكره شوند كسب تخصيص خواهند كرد زيرا در اين صورت ، اوصاف و مشتقات فعل در تقدير انفصال و در نيت جدايى از مضاف‌اليه خود نيستند بلكه يك كلمه واحده تشكيل مىدهند و اساسا اين گونه نبوده است كه مثلا اسم فاعل اوّلا عمل بر معمول خود كرده و ثانيا اضافه به آن معمول شده باشد كه در نتيجه تنوين يا نون آن به جهت تخفيف ساقط شود ، و چون آن تنوين و نون در اصل بوده و جزء پيكرهء اسم فاعل است لذا در نيت باشد ، بلكه