دانست كه رابط اين جمله نيز تنها ضمير است كه عود به همان اسم شرط مرفوع مىكند كه گاهى آن ضمير مذكور است مانند آيه شريفه :
فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ
« المائدة / 115 »
شاهد : در وجوب وجود ضمير رابط در جمله جواب شرط است كه عود به اسم شرط « من » كه محلا مرفوع بنا بر ابتدائيت است مىكند .
و گاهى ضمير رابط مقدّر بوده و يا منوب عنه است كه الف و لام نائب آن مىباشد البته بنا بر قول كوفيون كه مىگويند الف و لام نائب و عوض از ضمير مضافاليه در زبان عرب وجود دارد ، مانند آيه شريفه :
فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ
« البقرة / 197 »
شاهد : در رابط مقدّر « منه » - بنابر قولى - در جمله جواب « فلا رفث . . . في الحج » است كه در اين آيه تقدير گرفته مىشود و عود به اسم شرط « من » كه مبتداست مىكند . و يا الف و لام « الحج » عوض ضمير رابط مضافإليه - بنابر قول ديگر - است و اصل آن « في حجه » بوده است و ضمير مضافاليه عائد به « من » است .
نكته : در اينكه خبر اسم شرط چيست سه قول است : 1 - جمله شرط كه قول ابن هشام « 1 » و سيوطى « 2 » است 2 - جمله جواب كه قول بعضى ديگر است 3 - كل جمله شرط و جواب كه قول گروه ديگرى از نحويون مىباشد .
العاشر : دهمين لفظى كه نيازمند رابط است ، دو عامل متنازع در باب تنازع است كه بايد بين اين دو ارتباط باشد و عنصر و سبب ارتباط بين اين دو به چند شكل است :
1 - حرف عطف بين اين متنازعين رابط باشد ، مانند : « قاما وقعد أخواك » كه فعل « قام » و « قعد » بر « أخواك » تنازع دارند و طبق راى بصريين عمل به دوّمى داده شده و به اوّلى ضمير مطابق با اسم متنازع فيه كه تثنيه مىباشد داده مىشود كه در
هامش
( 1 ) - مغني الأديب : 2 / 66 .
( 2 ) - همع الهوامع : 2 / 64 .