تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
ب : اوّلين از متنازعين سؤال يا در حكم سؤال و دوّمين از آنها جواب آن سوال باشد ، مانند آيه شريفه :
يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ
« النساء / 176 » شاهد : در اين است كه « يستفتونك » و « يفتيكم » بر « في الكلالة » نزاع دارند كه عمل به دوّمى داده شد و به اوّلى « فيها » كه جار و مجرور مطابق اسم متنازع فيه است داده شده كه سپس حذف گرديده است و رابط بين اين دو متنازع اين است كه اوّلين آنها در حكم سؤال است زيرا هرچند با آن ادات استفهام نيست لكن داراى معناى سؤال و استفهام مىباشد و دوّمين آنها جواب آن سؤال است ، و معناى آيه اين گونه است : « سؤال و استفتاء مىكنند تو را درباره كلالة ، بگو خداوند جواب مىدهد درباره كلاله » . و در معناى « كلالة » اختلاف « 1 » است و مرحوم علامه طباطبائى « 2 » همچون راغب اصفهانى مىگويد : « الكلالة » اسم ورّاث غير از پسر و پدر است . أو نحو ذلك من أوجه الارتباط : يا مانند اين سه از اشكال ديگر ارتباط بين متنازعين ايجاد ربط بين متنازعين كند ، مانند : « زيد كان ضاربا معلّما أخاه » كه در اينجا « ضاربا » و « معلّما » بر « أخاه » تنازع دارند و هردو خبر و معمول « كان » هستند و نوع ارتباط در اينجا ارتباط معمولى هردو متنازع براى عامل واحد است . و لا يجوز « قام قعد زيد » : و اين مثال جايز نيست زيرا هيچگونه شكلى از اشكال ارتباط كه بين متنازعين ذكر شد بين اين دو متنازع « قام » و « قعد » كه بر « زيد » تنازع دارند ، وجود ندارد . الحادي عشر : يازدهمين لفظى كه نيازمند رابط است الفاظ تاكيد معنوى مانند : « كل » و « نفس » و « كلا » مىباشد كه در مقام تاكيد ابتداءا از آنها استعمال مىشود و بلافاصله بعد از لفظ موكّد قرار مىگيرد . ولى الفاظ تاكيدى كه بعد از اين الفاظ تاكيد آورده مىشود مانند « أجمع » و « أكتع » كه همواره بعد از الفاظ ديگر تاكيد استعمال مىشود ، نيازمند ارتباط و ربط نيستند . و رابط در اين قسم نيز تنها ضمير
هامش
( 1 ) - مراجعه شود به فرهنگنامه قرآنى : 3 / 1229 و مجمع البيان : 2 / 16 . ( 2 ) - الميزان : 4 / 212 .