است كه همواره ملفوظ و مذكور و مطابق موكّد مىباشد ، مانند : « جاء الزيدان كلاهما » و « جاء القوم كلهم » كه در اين دو مثال نيز « كلاهما » و « كلهم » تاكيد « الزيدان » و « القوم » است كه با آن دو ضمير مطابق با موكّد مىباشد كه رابط بين موكّد و موكّد نيز مىباشد .
و من ثمّ كان مردودا : بنابراين از اين جهت كه با الفاظ تاكيدى كه در بين الفاظ تاكيد معنوى در رتبهء اوّل استعمال مىشود بايد ضمير باشد ، قول كسى كه مىگويد « جميعا » در اين آيه تاكيد « ما » است مردود و غلط مىباشد :
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
« البقرة / 29 »
زيرا اگر « جميع » تاكيد مىبود بايد همراه آن ضمير مطابق « ما » آورده شده و گفته مىشد « جميعه » و اشكال ديگرى كه اين قول دارد اين است كه تاكيد به واسطه « جميع » در زبان عرب كم است و قلّت استعمال ، كاشف از عدم فصاحت تاكيد بودن آن است بنابراين چگونه قرآن حمل به آن شود . حق اين است كه « جميعا » حال از « ما » موصوله است .
و احترز : به واسطه قيد « الاول » كه جمع « الاولى » است از مورد بحث خارج گرديده شد الفاظ تاكيدى كه در مرتبه دوّم و بعد از ادات تاكيد اوّل ذكر مىشوند ، مانند « أجمع » كه اوّل « كل » ذكر مىشود سپس « أجمع » مىآيد و در اين نوع الفاظ ضمير راجع و رابط به موكّد لازم نيست ، مانند آيه شريفه :
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ
« الحجر / 30 »
شاهد : در اين است كه « كل » چون تاكيد و در مرتبه اوّل است ضمير رابط نياز دارد ولى « أجمعون » چون تاكيد و در مرتبه دوّم است ضمير رابط نياز ندارد و به صورت صيغه جمع مطابق موكّد آورده مىشود .
نكته : دمامينى در شرح خود بر مغني اللبيب اشكال كرده است به اينكه لفظ « أجمع » اين گونه نيست كه همواره در مرتبه دوّم و بعد از مثلا « كل » ذكر شود ؛ زيرا در بعضى از آيات « أجمع » در مرتبه اوّل ذكر شده است ، مانند آيه شريفه :
قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
« الحجر / 39 »