بر اين اساس هركدام از اين دو جمله بايد تمامى شرايط مورد نياز يك جمله را دارا باشند و إلّا بدل گرفتن اسم دوّم اشتباه مىباشد . و در اين مثال : « زيد ضربت عمرا أخاه » اگر « أخاه » بدل از « عمرا » باشد چه « زيد » مبتدا فرض شود و چه مفعول فعل مقدّر ، اين جمله در حكم دو جملهء « زيد ضربت عمرا و زيد ضربت أخاه » است كه در جمله دوّم رابط كه ضمير است موجود مىباشد لكن در جمله اوّل ضمير عائد به مبتدا - در صورت رفع « زيد » - و يا عائد به مفعول - در صورت نصب « زيد » - وجود ندارد در حالى كه وجود عائد در جمله خبر و جمله مفسّر عامل محذوف در باب اشتغال لازم و واجب است ، بنابراين فرض بدليت صحيح نمىباشد .
بلكه تنها بنا بر فرض عطف بيان بودن « أخاه » استعمال اين جمله صحيح است .
كذا لو عطفت به غير الواو : بايد دانست كه اگر در اسم معطوف در باب اشتغال ضمير رابط باشد ، مثل « زيدا ضربت عمرا و أخاه » در اين صورت بايد آن حرف عطف ، واو باشد چون واو معطوف و معطوفعليه را در حكم شىء واحد مىگرداند لذا وجود ضمير در معطوف كفايت براى ارتباط مىكند لكن اگر حرف عطف غير از واو باشد چون معطوف و معطوفعليه دو شىء مجزا هستند لذا همانند بدل بايد در هر دوى معطوف و معطوفعليه ضمير رابط باشد ، و الّا اصل استعمال جمله اشتباه بوده و نصب و رفع آن به هراعتبارى كه باشد صحيح نمىباشد .
و قوله تعالى :
سَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ كَمْ آتَيْناهُمْ مِنْ آيَةٍ
« البقرة / 211 »
« قوله تعالى » عطف است بر « زيدا ضربته » كه كلمه « نحو » به آن اضافه مىشود . بنابراين ، اين آيه نيز يكى از شواهد قسم پنجم از جملاتى مىشود كه نيازمند رابط هستند ، البته بايد توجه داشت كه اين آيه تراكيب متفاوتى دارد كه در يك تركيب شاهد براى اين بحث مىشود . ابتداءا بايد گفت : كه « من » دو احتمال دارد :
1 - زائده كه در اين صورت در آيه دو تركيب جايز است :
الف : « آية » مفعول دوّم « آتينا » بوده كه الآن به وسيله « من » زائده مجرور شده و