تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
جمله اسميه « أنتم سكارى » حال از ضمير واو در « لا تقربوا » مىباشد كه اين جمله داراى دو عائد مجتمع كه عبارت از واو حاليه و ضمير جمع مخاطب مذكر است مىباشد . 2 - واو به تنهايى كه رابط هرسه نوع جملات حاليه‌اى است كه در قسم اوّل نيز بيان گرديد ، مانند آيه شريفه :
لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ
« يوسف / 14 » شاهد در رابط بودن واو به تنهايى در جمله اسميه حاليه « و نحن عصبة » است . 3 - ضمير به تنهايى ، رابط جملات حاليه‌اى است كه عبارتند از : جملات حاليه‌اى كه در قسم اوّل نيز بيان شد به اضافه جملات حاليه فعليه‌اى كه فعل آن ، مضارع مثبت يا منفى به « لا » يا « ما » و يا فعل آن ماضى بعد « إلّا » يا « أو » مىباشد ، مانند آيه شريفه :
تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ
« الزمر / 60 » شاهد در رابط بودن ضمير « هم » به تنهايى در جمله حاليه « وجوههم مسودّة » است و ذوالحال آن « الذين » مىباشد . ابن مالك در بيان روابط جمله حاليه و مواضع آن مىگويد :
و ذات بدء بمضارع ثبت * حوت ضميرا و من الواو خلت و جملة الحال سوى ما قدّما * بواو أو بمضمر أو بهما
و قد يخلو منهما لفظا : گاهى در بعضى از جملات حاليه ، جمله حاليه خالى از اين دو عائد يعنى واو و ضمير مىباشد كه در اين صورت در بعضى از موارد ضمير در تقدير گرفته مىشود ، مانند : « مررت بالبرّ قفيز بدرهم » كه جمله اسميه « قفيز بدرهم » حال از « البر » است و رابط آن « منه » بوده كه در تقدير است و تقدير عبارت اين گونه است : « مررت بالبرّ قفيز منه بدرهم » . و در بعضى از موارد ديگر واو در تقدير گرفته مىشود ، مانند قول شاعر كه توصيف مىكند غواصى را كه در جستجوى مرواريد است و روز به نصف رسيده در حالى كه آن غواص ، فرو رفته در آب و دوست او از حالش خبرى ندارد :
« نصف النهار الماء غامره * و رفيقه بالغيب لا يدري » « 1 »
هامش
( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 878 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 7 / 88 ، أمالى ابن الشجري : 2 / 190 ، شرح ابن يعيش : 2 / 65 ، همع الهوامع : 1 / 246 ، شرح الاشموني : 2 / 192 .