يؤخذ منها عدل » كه صفت سوم « يوما » بوده و « فيه » براى ارتباط در تقدير است 4 - جمله « لا هم ينصرون » صفت چهارم « يوما » است كه « فيه » به جهت برقراركردن ارتباط بين موصوف و صفت در تقدير است ، بنابراين در اين چهار جمله صفت ، چهار بار « فيه » در تقدير است .
و قرأ الأعمش : و ابو محمد سليمان بن مهران أعمش از قراء كوفه در آيه شريفه :
فسبحان الله حينا تمسون و حينا تصبحون « الروم / 17 »
« حين » را با تنوين قراءت كرده است كه در اين صورت جمله « تمسون » صفت براى « حينا » اوّل و جمله « تصبحون » صفت براى « حينا » دوّم است و ضمير عائد در هردو مقدّر است و آن « فيه » است ولى ديگر قراء « حين » را بدون تنوين قراءت كرده و مضاف به جمله بعد مىدانند .
و هل حذف الجار و مجرور معا : در اينجا بحثى كه مطرح مىباشد اين است كه در اين موارد كه ضمير مقدّر است و در ضمن آن ضمير ، مجرور به حرف جر بوده كه آن هم محذوف است ، آيا جار و مجرور به يكباره باهم حذف مىشود يا اينكه ابتداءا حرف جر حذف مىشود و ضمير مجرور ، حكم مفعول بىواسطه را پيدا مىكند و محل آن منصوب و متصل به فعل مىشود و سپس در حالى كه منصوب گرديده حذف مىشود ؟
در اين مطلب دو قول است : قول اوّل - كه جار و مجرور هردو باهم حذف مىشود - رأى سيبويه است و قول دوّم - به تدريج حذف شدن جار سپس مجرور مبدّل به مفعول بلاواسطه منصوب - نظريه ابو الحسن اخفش است .
و في أمالي ابن الشجري : و در كتاب أمالى ابو السعادات بن الشجرى آمده است كه كسايى مىگويد : جايز نيست كه شيئى محذوف باشد غير از هاء ضمير يعنى ابتداءا جار حذف مىشود سپس ضمير در پى آن حذف مىگردد - كه اين همان قول أخفش است - و ابن شجرى بعد از اين مىگويد : لكن ديگرى مىگويد :
محذوف در جمله صفت هر دوى جار و مجرور دفعتا است - كه اين همان قول
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص١٧٩