كه « الرقيب » چون مىتواند بدل از ضمير متصل مخاطب در « كنت » باشد و به آن از باب تابعيت از اسم « كان » اعراب رفع داده شود ضمير فصل براى رفع اين توهّم آورده شده است .
نكته : شايان ذكر است كه كلمهء « الرقيب » گذشته از اينكه نمىتواند صفت ، عطف بيان ، تأكيد و عطف نسق باشد نمىتواند بدل از ضمير مخاطب در « كنت » نيز باشد زيرا بدليت اسم ظاهر از ضمير مخاطب هنگامى است كه يا بدل بعض از كل و يا بدل اشتمال و يا بدل كل از كلى باشد كه بدل مفيد احاطه و شمول است .
و من ضمير الحاضر الظاهر لا * تبدله إلّا ما إحاطة جلا
أو اقتضى بعضا أو اشتمالا * كأنك ابتهاجك استمالا
و « الرقيب » هيچيك از اين اقسام نيست . بنابراين مىتوان گفت كه در اين آيه شريفه فايدهء ضمير فصل تنها معنوى است . و يا اينكه گفته شود ذكر تابع به جاى صفت اولى نيست .
و الثاني معنوي : دوّمين فايده و ارزش كلامى ضمير فصل ، تاكيد كلام است ، اين فايده را جماعتى از نحويين مانند سيوطى « 1 » بيان نموده و مبتنى بر همين فايده كردهاند اينكه ضمير فصل هرگز با الفاظ تاكيد باب توابع جمع نمىشود چون اجتماع موكدات كراهت دارد و تحصيل حاصل است به همين جهت استعمال « زيد نفسه هو الفاضل » جايز نيست زيرا ضمير فصل با لفظ تاكيد باب توابع « نفس » در يك جا جمع شده است . و به همين جهت كه ضمير فصل موجب تاكيد مىشود ، كوفيون نام اين ضمير را « دعامة » يعنى « موكّدة » نيز نامگذارى كردهاند زيرا اين ضمير « يدعم به الكلام » يعنى « يقوّى و يوكّد به الكلام » مىباشد .
الثالث : سوّمين فايده ضمير فصل ، همانند فايدهء دوّم ، معنوى است و آن بيان اين نكته است كه مضمون و معناى اسم بعد ، مختص براى اسم قبل است . و تعداد زيادى از علماى علم بيان و بلاغت در مقام بيان فايده ضمير فصل ، تنها همين فايده
هامش
( 1 ) - همع الهوامع : 1 / 68 .