تفضيل سه شكل استعمالى دارد يا با الف و لام و يا به صورت مضاف و يا با « من » است كه در اينجا چون نه ذواللام و نه مضاف است بنابراين با « من » تقديرا استعمال شده است .
و شرط الّذي كالمعرفة : بايد دانست كه شرط كلمهاى كه بعد از ضمير فصل قرار دارد و مانند معرفه است اين مىباشد كه آن كلمه بايد اسم باشد همانطور كه در تمامى مثالها مشاهده مىشود . البته بايد توجه داشت كه شرط كلمهاى كه بعد از ضمير فصل است و معرفه نيز مىباشد ، اسم بودن است لكن چون كلمهء معرفه در بين سه نوع كلمه تنها اسم است لذا براى آن شرط اسميت آورده نشده است ولى چون « كالمعرفة » اين گونه تعريف شد كه قبول الف و لام نمىكند و بنابراين تعريف « كالمعرفة » شامل فعل و حرف نيز مىشود ، براى انحصار آن در اسميت گفته شد :
« شرط الذى كالمعرفة أن يكون اسما » تا آن دو قسم خارج شود .
و خالف في ذلك الجرجاني : در اينكه بايد كلمه بعد از ضمير فصل ، اسم باشد ، عبد القاهر جرجانى مخالفت كرده و فعل مضارع را نيز به جهت مشابهت آن به اسم - اسم فاعل و اسم مفعول - ملحق به اسم ، در صحت وقوع آن بعد از ضمير فصل كرده و اين آيه شريفه را از اين قسم قرار داده است :
إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعِيدُ
« البروج / 13 »
شاهد : در اين است كه فعل مضارع « يبدئ » بعد از ضمير فصل قرار گرفته است . لكن ديگر نحويين و مفسرين اين ضمير را ضمير فصل قرار نمىدهند بلكه آن را يا تاكيد اسم « إنّ » قرار داده و يا مبتدا دانسته كه « يبدئ » خبر آن است و كل جمله خبر براى « إنّ » مىباشد .
و قد يستدل له : و محققا به سود و طرفدارى از نظريهء جرجانى و اثبات صحت آن به اين آيه شريفه استدلال شده است :
وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدِي إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ
« سبأ / 6 »
وجه استدلال اين است كه « هو » ضمير فصل است كه واقع شده بين « الذي »