كه « أطهر » حال از « بناتي » است كه ضمير فصل « هنّ » ميان آنها قرار گرفته است . البته در قراءت عيسى بن عمرو « 1 » و محمد بن مروان كه « أطهر » را به نصب قراءت مىكنند . و ابو البقاء « 2 » در اين قراءت قول اخفش را جايز مىداند .
و لحّن ابو عمرو من قرأ بذلك : و ابو عمرو بن علاء يكى از قراء سبعه و از ادباى بصره ، به كسى كه آيه قبل را به نصب قراءت كرده است ، نسبت خطا و اشتباه داده است و گفته است نصب آن جايز نيست . « 3 »
و قد خرجّت : و در قراءت نصب « أطهر » نيز به دو شكل ديگر مىتوان طورى اين آيه را تركيب كرد كه « هنّ » ضمير فصل نباشد :
1 - « هولاء » مبتدا و « بنات » خبر و مضاف به ضمير متكلم و « هنّ » تاكيد ضمير مىباشد كه در خبر « بنات » مستتر و رابط خبر به مبتداست و « أطهر » حال از آن ضمير باشد .
2 - « هولاء » مبتدا و « بناتي » عطف بيان يا بدل كل از كل آن ، « هنّ » مبتداى دوّم و « لكم » خبر آن است و « أطهر » حال از ضمير مستقر در « لكم » است و كل اين جمله خبر براى « هولاء » باشد .
و فيهما نظر : مصنف كتاب درباره اين دو تركيب كه بنا بر قراءت نصب « أطهر » است مىگويد در هردو تركيب اشكال است ، زيرا اشكال تركيب اوّل اين است كه چگونه « هنّ » تأكيد ضمير مستتر در « بنات » است در حالى كه « بنات » جامد است و اسم جامد نمىتواند متحمل ضمير باشد و اين قول بصريون است و ابن مالك نيز از آنان پيروى كرده و مىگويد :
و المفرد الجامد فارغ و إن * يشتقّ فهو ذو ضمير مستكن
هرچند نحويون كوفه مىگويند اسم جامد حتى غيرمؤول به مشتق نيز مىتواند متحمل ضمير شود پس اين رد بنا بر مذهب بصريون است .
و اشكال تركيب دوّم اين است كه در نزد اكثر نحويين حال نمىتواند بر عامل
هامش
( 1 ) - البيان : 2 / 25 .
( 2 ) - املاء ما منّ به الرحمن : 2 / 43 .
( 3 ) - رجوع شود به الكشاف : 2 / 414 .