ناسخى ، نسخ گرديده شده باشد ، مانند آيه شريفه :
أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
« الأعراف / 157 »
شاهد : در مبتدا بودن كلمهء « اولئك » در حال حاضر است كه « المفلحون » خبر آن است و ضمير فصل ، در وسط آن دو قرار گرفته است . و مانند آيه شريفه :
ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً
« المزّمّل / 20 »
شاهد : در وقوع ضمير فصل « هو » بعد از مبتداى منسوخ - هاء ضمير - توسط فعل قلبى « تجد » است كه مبتدا سابق را هماكنون به عنوان مفعول اوّل و خبر سابق « خيرا » را به عنوان مفعول دوّم نصب داده است و « عند اللّه » متعلق به فعل « تجدوه » است .
و مثال ديگر براى وقوع ضمير فصل بعد از كلمهاى كه در اصل مبتدا بوده و هماكنون توسط ناسخ نسخ شده است ، قول أمير المؤمنين عليه السّلام درباره ارزش و جايگاه قرآن است :
« و اعلموا أنّ هذا القرآن هو الناصح الذي لا يغشّ » « 1 »
شاهد : در وقوع ضمير فصل « هو » بعد از « هذا » كه در اصل مبتدا بوده و هم اكنون اسم « إنّ » مىباشد ، است و « الناصح » خبر « إنّ » است و « الذى » صفت آن است .
معناى خطبه : « و بدانيد كه همانا اين قرآن موكّدا نصيحتكنندهاى است كه خيانت نمىكند » .
و أجاز الأخفش : أخفش جايز مىداند كه اسم قبل ، ذوالحال باشد و ضمير فصل بين ذوالحال و حال قرار گيرد ، مانند : « جاء زيد هو ضاحكا » كه ضمير فصل « هو » بين ذوالحال « زيد » و حال « ضاحكا » قرار گرفته است ، در حالى كه جمهور نحويين قائلند كه اسم قبل از ضمير فصل حتما بايد مبتدا در حال يا سابق باشد ، و أخفش اين آيه شريفه را نيز از موارد وقوع ضمير فصل بعد از ذوالحال قرار داده است كه حكايت قول حضرت شعيب با حضرت موسى عليه السّلام است :
هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ
« هود / 78 »
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : ط 175 / 566 .