خود كه ظرف و جار و مجرور است مقدّم شود .
نكته : در قراءت مشهور كه به رفع « أطهر » مىباشد ، « أطهر » خبر است يا از « هولاء » كه در اين صورت « بناتي » عطف بيان يا بدل كل از كل از آن است و يا خبر از « بناتي » است كه كل اين جمله ، خبر براى « هولاء » است كه در اين دو تركيب « هنّ » ضمير فصل است و يا « هن » مبتدا و « أطهر » خبر آن و كل جمله خبر براى « هولاء » است و « بناتي » عطف بيان يا بدل كل از كل از آن است و يا كل جمله « هنّ أطهر لكم » خبر براى « بناتي » و كل اين جمله خبر براى « هولاء » باشد .
و الثاني : دوّمين شرط اسم قبل از ضمير فصل اين است كه آن اسم معرفه باشد همانطور كه در مثالهاى سابق آورده شد . لكن فراء و هشام از نحويين كوفه و ديگر نحويون كوفه كه تابع اين دو هستند ، اجازه دادهاند كه اسم قبل از ضمير فصل نكره باشد ، مانند : « ما ظننت أحدا هو القائم » كه « أحدا » شرط اوّل را كه مبتدا در اصل بودن است داراست لكن شرط دوّم را ندارد زيرا نكره است .
بنابراين جمهور نحويين در اسم قبل از ضمير فصل دو شرط را لازم مىدانند :
1 - مبتدا در اصل بوده يا هماكنون مبتدا باشد .
2 - معرفه باشد . لكن فراء و هشام و پيروانشان تنها شرط اوّل را لازم مىدانند .
و يشترط فيما بعده أمران : در اسمى كه بعد از ضمير فصل قرار مىگيرد دو شرط لازم است :
1 - آن اسم در اصل يا هماكنون خبر باشد .
2 - آن اسم يا معرفه باشد ، مانند آيه شريفه :
أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
« الأعراف / 157 »
و يا نكرهاى مانند معرفه در عدم قبول دخول الف و لام باشد ، مانند أفعل تفضيل كه داراى « من » لفظا و يا تقديرا است و در اصل نكره است و چون الف و لام نمىتواند قبول كند ، همانند اسم معرفه در اين مورد است ، مانند كلمه « خيرا » در آيه شريفه :
« تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً »
زيرا « خيرا » كه أفعل تفضيل است بعد از آن « من » در تقدير است زيرا افعل