تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
معناى شعر : « پوشانيد حلم وقار او صاحب حلم را لباسهاى بزرگى و بزرگوارى را و رفيع كرد بخشش او صاحب بخشش را در قلل بزرگى » . و الجمهور يوجبون : جمهور نحويين در اين مورد - عود ضمير متصل و مضاف‌اليه فاعل به مفعول موخّر - واجب مىدانند كه در نثر ، آن مفعول ، مقدّم بر فاعل گردد تا عود ضمير لفظا به متقدم شود هرچند رتبتا متأخّر است و گفته شد كه اصل در ضماير اين است كه مرجع ضمير بايد متقدم باشد هرچند تنها لفظا مقدّم باشد ، و چون در نثر ضرورتى نيست بنابراين بايد اين قاعده مراعات شود ، مانند آيه شريفه :
إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ
« البقرة / 124 » كه مفعول فعل « إبراهيم » از فاعل آن « ربّ » كه مضاف به ضميرى است كه به آن مفعول راجع است ، مقدّم شده است . بنابراين تنها در شعر و در موضع ضرورت ، تأخير لفظى مفعول در اين مورد اشكال ندارد . و يمتنع بالإجماع : كوفيون و بصريون عود ضمير متصل به غير فاعل ، به مرجع متأخّر لفظى و رتبه‌اى را ممتنع مىدانند ، مانند : « صاحبها في الدار » زيرا ضمير متصل به مبتداست كه به يكى از الفاظ موجود در خبر « الدار » راجع است و همچنين هردو مكتب عود ضمير متصل به فاعل به غير مفعول را نيز ممتنع مىدانند ، مانند : « ضرب غلامها عبد هند » زيرا ضمير متصل به فاعل مرجع و مفسّر آن خود مفعول نيست بلكه مضاف‌اليه مفعول « هند » است . بنابراين حكم حتمى و واجب در اين دو مورد تقديم خبر در مثال اوّل و تقديم مفعول در مثال دوّم است لذا در مثال اوّل بايد گفت : « في الدار صاحبها » چنان كه ابن مالك در مورد تقديم خبر در اين باره مىگويد :
كذا إذا عاد عليه مضمر * ممّا به عنه مبينا يخبر
و در مثال دوّم بايد گفت : « ضرب عبد هند غلامها » . چنان كه ابن مالك اين حكم را با مثال بيان مىكند :
و شاع نحو « خاف ربّه عمر » * و شذّ نحو « زان نوره الشجر »
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 156 | غلامعلى صفايى