ابن عصفور مىگويد : اخفش اين قسم را اجازه داده است ، لكن سيبويه آن را ممنوع مىداند .
ابن كيسان مىگويد : اين قسم به اجماع نحويين حتى به نظر سيبويه جايز است بنابراين نقل ابن عصفور به نظر ابن كيسان غلط است . و اين مطلب را ابن مالك از ابن كيسان نقل كرده است .
السابع : هفتمين و آخرين موضعى كه ضمير عود به مرجع متأخّر لفظى و رتبهاى مىكند جايى است كه ضمير متصل به فاعلى شده باشد كه مقدّم از مفعول است و مرجع و مفسّر آن ضمير ، همان مفعول موخّر است مانند : « ضرب غلامه زيدا » كه ضمير مضافاليه كه متصل به فاعل است به مفعول « زيدا » عود مىكند كه لفظا و رتبتا موخّر از آن ضمير است زيرا رتبهء مفعول ، موخّر از فاعل و ضمير مضافاليه آن است . اين قسم و اين نحوه استعمال را اخفش و ابو الفتح بن جنى و ابو عبد اللّه طوال كه از نحويين كوفه است اجازه دادهاند . و از شواهد و ادلهاى كه اينان قول خود را با آن اثبات مىكنند ، قول اين شاعر است :
« كسا حلمه ذا الحلم أثواب سؤدد * و رقّى نداه ذا الندى في ذرا المجد » « 1 »
شاهد : در ضمير متصل به فاعل « حلمه » است كه عود به مفعول « ذا الحلم » مىكند و همچنين شاهد در عود ضمير متصل به فاعل « نداه » به مفعول « ذا الندى » مىباشد .
تركيب شعر : « كسا » فعل ماضى دو مفعولى ، و « حلم » فاعل آن و « ذا » مفعول اوّل و « الحلم » مضافاليه و « أثواب » مفعول دوّم و مضاف به « سودد » و « ندا » فاعل « رقّى » و مضاف به ضمير و « ذا » مفعول و مضاف به « الندى » و « ذرا » جمع « ذروة » مضاف به « المجد » است و « ذروة » به معناى نهايت و بلندترين قسمت يك چيز گويند .
هامش
( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 875 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 7 / 75 ، شرح الاشموني : 2 / 59 ، همع الهوامع : 1 / 66 ، شرح ابن عقيل : 1 / 175 .