تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
تركيب شعر : « ربّ » حرف جر و ضمير مفرد مذكر بعد از آن داراى دو محل است 1 - محل قريب كه مجرور است 2 - محل بعيد كه مرفوع بنا بر ابتدائيت است ، و « فتية » جمع « فتى » تمييز است و جمله « دعوت إلى . . . » در محل رفع خبر براى مبتدا كه ضمير مجرور به « ربّ » است مىباشد « ما » موصول مشترك اسمى و « يورث » فعل و فاعل ، صله موصول و ضمير مستتر در فعل عود به موصول مىكند و « المجد » مفعول آن و « دائبا » به معناى « دائما و ملحا » صفت براى مفعول مطلق محذوف است « إيراثا دائبا » و فاء عاطفه و جمله « أجابوا » عطف بر جمله « دعوت . . . » مىباشد . معناى شعر : « چه بسيار جوانانى كه دعوت كردم - هدايت كردم - به سوى آنچه كه مجد و بزرگى در پى دارد مجدى دائمى ، پس آنان نيز اجابت و قبول كردند » . بايد توجه داشت كه هرچند حكم اين ضمير همانند ضمير در « نعم و بئس » در آن دو مورد است لكن از جهتى با آن فرق مىكند و آن جهت اين است كه ضمير بعد از « ربّ » هميشه مفرد مذكر است چه تمييز آن مؤنث و چه مذكر باشد ، مانند : « ربّه امرأة » به خلاف ضمير در « نعم و بئس » كه هرچند هميشه مفرد است لكن اگر تمييز مؤنث باشد آن ضمير فاعلى مستتر مؤنث آورده مىشود ، مانند « نعمت امرأة هند » و اگر مذكر باشد ، آن ضمير مذكر آورده مىشود مانند : « نعم رجلا زيد » . و كوفيون اجازه داده‌اند كه ضمير بعد از « ربّ » از حيث تأنيث و تذكير و حتى افراد و تثنيه و جمع مطابق تمييز آورده شود ، مانند « ربّهم رجالا » لكن به كوفيون جواب داده مىشود كه اين نحوه استعمال از عرب شنيده نشده ، و استعمال غير مسموع جايز نمىباشد . السادس : ششمين موضع عود ضمير به مرجع متأخّر لفظى و رتبه‌اى ، جايى است كه ضمير مبدل منه باشد و بدل آن اسم ظاهرى است كه در ضمن مفسّر و مرجع آن ضمير نيز مىباشد ، مانند : « ضربته زيدا » كه « زيدا » بدل و مفسّر و مرجع ضمير مفعولى در « ضربته » است .