تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
جمله ، خبر براى ضمير شأن و قصه است . نكته : در آيه دوّم ، « هي » ضمير قصه و مبتداى جمله كبرى و جمله بعد خبر و مرجع آن است و « شاخصة » خبر مقدّم جمله صغرى و « أبصار » مبتداى موخّر جمله صغرى است كه اضافه به « الذين » شده است . و كوفيون نام اين ضمير را ضمير مجهول مىگذارند زيرا در ابتداى كلام مرجع آن بر مخاطب مجهول است و تا جمله بعد بيان نشود به مجهوليت خود باقى مىماند . متن و هذا الضمير مخالف للقياس من خمسة أوجه : بايد دانست كه اين ضمير از پنج جهت ، مخالف قاعده و اصل در ضماير است : أحدها : وجوب و لزوم عود و رجوع آن دائما به مابعد خود لفظا و رتبتا است ؛ زيرا هرگز نمىتواند كل آن جمله و حتى جزيى از آن ، مقدم بر اين ضمير گردد ، بنابراين همواره و دائما اين ضمير عود به متأخّر مىكند در حالى كه اصل در ضماير اين است كه عود به متقدم كنند . الثاني : مفسّر آن - كه خبر آن نيز مىشود - همواره جمله مىباشد و در اين وجه ، هيچ ضميرى همانند ضمير شأن و قصه نيست در حالى كه اصل در ضماير اين است كه مرجع آنها اسم باشد . و نحويون كوفه و يكى از نحويين بصره كه أخفش است اجازه داده‌اند كه مفسّر و مرجع ضمير شأن ، اسم مفردى كه عامل بوده و يك معمول مرفوع نيز دارد باشد ، مانند : « كان قائما زيد » كه در اينجا اسم « كان » ضمير شأن مستتر در آن است و « قائما » خبر آن بوده كه در ضمن مفسّر و مرجع آن ضمير نيز مىباشد و « زيد » فاعل و معمول آن اسم مفرد « قائما » است و مانند : « ظننته قائما عمرو » كه مفعول اوّل