تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
شاهد : در عود ضمير مرفوع واو جمع در « جفوني » به « الأخلاء » كه لفظا و رتبتا مؤخّر است مىباشد كه دو فعل « جفوني » كه در اصل « جفاني » بوده و « لم أجف » براى عمل بر « الأخلاء » تنازع داشته‌اند « جفاني » آن را به عنوان فاعل مىطلبيد چون مفعول دارد و آن ياء متكلم است و « لم أجف » به عنوان مفعول آن را مىطلبد . زيرا فاعل را كه ضمير متكلم وحدهء مستتر است دارا مىباشد و طبق قول بصريون عمل به دوّمى داده شده و به اوّلى ضمير مطابق آن‌كه جمع مذكر غايب است داده شده و تبديل به « جفوني » مىگردد . تركيب شعر : « لغير » لام براى تقويت است و « غير » مفعول به واسطه براى « مهمل » كه خبر « إنّ » است بوده و « من خليلي » متعلق به « مهمل » مىباشد و « أخلاء » جمع « خليل » است . معناى شعر : « جفا كردند مرا و من جفا نكردم دوستان را ، زيرا همانا من واگذارنده - ترك‌كننده - هستم امور ناشايست را از دوستان خود » . و الكوفيون يمنعون من ذلك : لكن نحويون مكتب كوفه عمل بر اسم ظاهر متنازع فيه را به دوّمين از دو عامل متنازع دادن و به اوّلين آن دو ، ضمير مطابق با آن اسم ظاهر را به عنوان معمول دادن كه در نتيجه عود اين ضمير به متأخّر لفظا و رتبتا مىشود ، جايز ندانسته و آن را منع مىكنند و مىگويند : در اين موارد ، بايد عمل به اوّلين از دو متنازع داده شود و به دوّمى ضمير داده مىشود تا عود ضمير هرچند باز به متأخّر مىشود ، لكن آن اسم متأخّر ، رتبتا متقدم مىباشد زيرا معمول عامل مقدّم است و بعدا نيز آن ضمير حذف مىشود ، مانند : « ضربني و ضربت زيد » كه عمل به اوّلى داده شده چون فاعل مىخواهد و ضمير مطابق آن به عنوان مفعول به دوّمى داده شده كه عود به « زيد » مىكند كه رتبتا مقدّم است چون فاعل فعل قبل است و سپس آن ضمير حذف گرديده است و عبارت در اصل اين گونه بوده است : « ضربني و ضربته زيد » و در اين شعر نيز شاعر اگر مىخواست قواعد باب تنازع اجراء كند ،