بوده و نياز به بررسى و بيان مواضع و موارد اين استعمال خلاف اصل دارد .
مواضعى كه ضمير به متأخّر لفظا و رتبتا عود مىكند ، هفت مورد است :
أحدها : ضمير مرفوع باشد بنا بر فاعليت براى افعال مدح مانند : « نعم » و يا ذم مانند : « بئس » و در اين صورت يك اسم نكره به عنوان تمييز آورده مىشود كه مرجع همان ضمير فاعلى « نعم و بئس » است و چون رتبه تمييز موخّر از مميز است پس در اين موارد ضمير عود به متأخّر مىكند لفظا و رتبتا مانند : « نعم رجلا زيد و بئس رجلا عمرو » كه ضمير فاعلى مستتر در « نعم و بئس » به « رجلا » كه متأخّر است لفظا و رتبتا عود مىكند و اسم مرفوع بعد از تمييز ، مخصوص بالمدح يا بالذم به نظر بصريون است ، ابن مالك در اينباره مىگويد :
و يرفعان مضمرا يفسّره * مميز ك « نعم قوما معشره »
و يلتحق بهما : و در اين حكم به « نعم و بئس » ملحق مىشود ، افعالى كه وزن « فعل » دارد و از آن اراده مدح يا ذم شده است ، مانند اين دو آيه شريفه :
ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ
« الأعراف / 177 »
اصل « ساء » به صورت « سوء » بر وزن « فعل » بوده است كه اعلال شده است .
كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ
« الكهف / 5 »
شاهد : در هردو آيه رجوع ضمير فاعلى مستتر در « ساء » و « كبرت » به « مثلا » و « كلمة » است كه لفظا و رتبتا موخّر است و در هردو مثال ، فعل « ساء » و « كبرت » ملحق به « بئس » مىباشد ، زيرا از افعال ذم هستند .
و مانند : « ظرف رجلا زيد » كه ضمير فاعلى مستتر در « ظرف » كه فعلى ملحق به « نعم » است عود به تمييز « رجلا » مىكند كه لفظا و رتبتا موخّر است .
نكته : بايد دانست كه هرفعل ثلاثى مجردى كه از حيث معنا صلاحيت اراده معناى تعجب داشته باشد ، مىتوان به صيغه « فعل » برد « 1 » چنان كه ابن مالك مىگويد :
و اجعل ك « بئس » ساء و اجعل فعلا * من ذي ثلثة ك « نعم مسجلا »
هامش
( 1 ) - ر . ك . أوضح المسالك : 2 / 288 .