تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥

المواضع التي يعود الضمير فيها على متأخّر لفظا و رتبة

متن و هي سبعة : أحدها أن يكون الضمير مرفوعا ب « نعم و بئس » و لا يفسّر إلّا بالتمييز . شرح يكى از مسائل و مباحث مهمى كه در علم نحو مطرح است و در باب چهارم اين كتاب مورد بحث قرار مىگيرد ، بررسى و پژوهش مواضعى است كه ضمير عود و رجوع به مرجع متأخّر از خود مىكند و تأخّر آن مرجع نيز نسبت به ضمير هم لفظا و هم رتبتا است يعنى آن مرجع هم از حيث ظاهر و وقوع لفظى ، متأخّر و عقب از ضمير است و هم‌رتبه و جايگاه واقعى آن متأخّر و عقب از ضمير است . و اين ارجاع ضمير به متأخّر لفظا و رتبتا خلاف اصل است ، زيرا مرجع ضمير بايد از ضمير لفظا و رتبتا و يا حداقل لفظا يا رتبتا مقدّم باشد « 1 » ، مانند : « جاء زيد و هو قائم » كه ضمير « هو » رجوع به « زيد » مىكند كه لفظا و رتبتا مقدّم است ، و مانند : « في الدار صاحبها » كه مرجع ضمير « الدار » است كه لفظا مقدّم است لكن رتبتا مؤخّر است زيرا جزء خبر بوده و رتبهء خبر مؤخّر از مبتداست و « صاحبها » مبتداى موخّر و « في الدار » خبر مقدّم است ، و مانند : « ضرب غلامه زيد » كه ضمير رجوع مىكند به مرجع متأخّر « زيد » لفظا در حالى كه رتبتا مقدّم است ، زيرا رتبهء فاعل مقدّم از مفعول است ؛ بنابراين عود ضمير به مرجعى كه هم لفظا و هم رتبتا متأخّر از آن است خلاف اصل
هامش
( 1 ) - ر . ك . همع الهوامع : 1 / 65 .