تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
أي : لو عرفت : يعنى اگر آن دخترك مىدانست كه جزع و گريه و زارى چيست هرآينه جزع مىكرد ، لكن او نمىداند كه جزع چيست به همين سبب جزع و شيون نمىكند .

تنبيه

متن « لا تأكل سمكا و تشرب لبنا » إن جزمت فالعطف على اللفظ . . شرح در اعراب فعل « تشرب » در اين مثال سه وجه جايز است كه در يك صورت از باب عطف بر توهّم مىباشد ، لذا اين تنبيه در اينجا مطرح شده است : 1 - جزم « تشرب » بنابر عطف « تشرب » بر فعل « تأكل » كه در اين صورت « لا » نهى نيز بر آن داخل مىشود ، كه در نتيجه معناى مثال ، نهى از هردو فعل خوردن ماهى و نوشيدن شير است ، معناى مثال بنا بر جزم « تشرب » چنين است ، « نبايد بخورى ماهى و نبايد بنوشى شير را » . 2 - نصب « تشرب » كه در اين وجه ، فعل « تشرب » منصوب به « أن » مصدريه مقدّر است كه تأويل به مصدر مىرود و عطف بر معنى و توهّم وجود مصدرى متوهّم و فرضى از فعل قبل است ، و در اين صورت ، نهى واقع بر حالت جمع بين خوردن ماهى و نوشيدن شير است ، زيرا واو عطف چه در نزد قائلين به اين تركيب و چه غير از آنان داراى معناى جمع و معيت است و معناى توهّمى و فرضى مثال اين گونه مىشود : « لا يكن منك أكل سمك مع شرب لبن » بنابراين مفهوم اين جمله اين گونه مىشود كه انجام أكل و شرب جدا از هم اشكال ندارد . 3 - رفع « تشرب » كه در اين وجه ، واو استينافى بوده و اين دو جمله مستقل و مجزا از هم هستند ، در اين صورت نهى تنها شامل خوردن ماهى مىشود و شامل نوشيدن شير نمىگردد بنابراين نوشيدن آن ممنوع نمىباشد و مباح از نظر متكلم است . و توجيهه : و دليل داشتن اين معنا براى حالت رفع ، اين است كه « تشرب » مستأنفه است و نهى متوجه آن نشده است .