تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
تقدير است و « يرسل » در اوّل آيه ، قرينه بر حذف آن است و تقدير آيه اين گونه بوده است : « و ليذيقكم و ليكون كذا و كذا أرسلها » عبارت « ليكون كذا و كذا » كنايه از افعال مشابه « ليذيقكم » در اين آيه است كه عبارتند از « و لتجرى الفلك بأمره » و « لتبتغوا من فضله » مىباشد و به علت اينكه اين افعال مشابه « ليذيقكم » دو تا هستند دوبار « كذا » آورده شده است . و هو أولى : و اين تقدير اخير اولى و احسن از تقدير اوّل است زيرا تقدير گرفتن فعل با وجود قرينه و دلالت فعل ديگر بر آن ، آسانتر از توهّم وجود جمله‌اى و آنگاه عطف بر آن دانستن است زيرا تقدير گرفتن خلاف اصل است لكن اگر ضرورت اقتضاء كرد كه تقدير گرفته شود ، أقلّ تقديرا اولى و احسن از اكثرا تقدير است و مىدانيم جمله در تقدير گرفتن كه لازمه عطف بر توهّم در اين موارد است اكثر تقديرا است بنابراين تركيب و احتمال دوّم ، اولى است ، زيرا فقط فعل در تقدير گرفته مىشود كه آن هم با وجود قرينه لفظيه مذكور مىباشد .

تنبيه

متن من العطف على المعنى على قول البصريين نحو : « لألزمنّك أو تقضيني حقّي . . . » شرح از موارد عطف بر توهّم كه موجب و سبب آن توهّم ، اتحاد معنوى بين تركيب توهّمى با اصل عبارت مىباشد ، جايى است كه فعل مضارع بعد از « أو » به معناى « 1 » « إلّا » يا « إلى » و يا فعل مضارع بعد از واو معيت يا فاء سببيت واقع شود ، كه در اين موارد فعل مضارع به واسطه « أن » مقدّر منصوب مىگردد و در اين صورت فعل با « أن » تشكيل يك اسم مؤول ( مصدر مؤول ) داده و عطف بر مصدر متوهّم و فرضى از فعل جمله قبل مىشود ، مانند : « لألزمنّك أو تقضيني حقّي » .
هامش
( 1 ) - ر . ك . مغني الأديب : 1 / 72 و 73 .