عطف شده بر « تدهن » به توهّم و فرض اينكه به جاى « لو » مصدريه ، « أن » ناصبه مصدريه بر آن داخل شده است و چون در اين صورت « تدهن » منصوب مىگردد ، و « يدهنوا » عطف بر آن است ، اين فعل نيز منصوب به حذف نون شده است زيرا معناى « لو تدهن » با « أن تدهن » يكى است و همين منشا توهّم و فرض « أن » قبل از « تدهن » شده است .
بايد دانست كه در قراءت مشهور « فيدهنون » به ذكر نون از باب عطف فعل بر فعل با عدم توهّم و فرض « أن » مىباشد .
و أمّا في المركبات : عطف بر توهّم در مركبات و جملات نيز وجود دارد يعنى يك جمله عطف شود بر جمله ديگرى به توهّم و فرض اينكه اين جمله در عبارت وجود دارد ، البته بايد در عبارت ، منشأ توهّم براى آن جمله توهّمى وجود داشته باشد . و گفته شده است كه در اين آيه شريفه عطف توهّمى جمله وجود دارد :
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّياحَ مُبَشِّراتٍ وَ لِيُذِيقَكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
« الروم / 46 »
بنابر اينكه جمله « ليذيقكم » عطف بر « مبشرات » است به توهّم و فرض اينكه بجاى « مبشرات » جملهء « ليبشّركم » است . و منشأ توهّم و فرض آن عدم جواز عطف جمله بر مفرد است . و با اين توهّم و فرض ، اين عطف از قسم عطف جمله بر جمله مىشود و همچنين منشأ ديگر اين توهّم ذكر « مبشرات » در آيه است زيرا اين دو - « مبشرات و ليبشركم » - يك نحوه اتحاد معنوى دارند و به همين جهت توهّم و فرض مىشود كه بجاى « مبشرات » جملهء « ليبشركم » ذكر شده است و جملهء « ليذيقكم » عطف بر آن مىباشد .
و يحتمل أنّ التقدير : در اين آيه شريفه يك احتمال ديگر نيز وجود دارد و آن اين است كه واو در « و ليذيقكم » عاطفه نباشد بلكه استينافيه بوده و اين عبارت كه متشكل از واو استينافيه و حرف جر لام و « أن » مصدريه مقدّر و فعل مضارع و ضمير فاعلى مستتر و ضمير مفعولى بارز است كه تأويل به مصدر مىرود و همچنين افعال مشابه آن در آيه مثل « لتجرى و لتبتغوا » نيز مفعول له براى فعل « أرسلها » باشد كه در