تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
جهت منصوب به « أن » مقدّر بوده و « اصّدّق » منصوب است و خود ابو على فارسى و سيرافى نيز قبول دارند كه فعل مضارع بعد از طلب و نفى اگر بر آن فاء قرار داشته باشد منصوب به « أن » مقدّر مىباشد ، و شايان ذكر است كه اين فاء حرف عطف است كه « أن » و فعل بعد را كه تأويل به مصدر مىروند ، عطف بر مصدر ساختگى و صناعى و متوهّم از جمله ماقبل مىكند ، به عنوان مثال تقدير در آيه بنابراين مطلب اين گونه مىشود : « لولا تأخيرك فتصدّقي أكن من الصالحين » و « أكن » مجزوم بنا بر عطف بر توهّم مجزوميت محل « أصّدّق » و بنا بر توهّم جواب و جزاء بودن آن است ، كه اين همان قول خليل بن احمد و سيبويه مىباشد . فكيف تكون : بنابراين چگونه فاء و فعل « أصّدّق » در محل جزم است و حال آنكه هرگز بين دو كلمه مفرد - هرچند مفرد تاويلى باشد - كه يكى بر ديگرى عطف شده ، شرطى مقدّر نمىشود . نكته : 1 - مرحوم علامه طباطبايى « 1 » مىگويد : خود « أكن » جواب شرط مقدّر است و تقدير آيه اين گونه است : « و إن تصدّق أكن من الصالحين » 2 - مراد از « أخوين » در بين قرّاء همانطور كه بيان شد حمزه بن حبيب كوفى و كسايى است و چون هر دوى آنها از قرّاء و علماى كوفه بودند به آنها « أخوين » مىگفتند . همانطور كه مراد از « حرميّين » نافع و ابن كثير است . أمّا المرفوع : سيبويه « 2 » مىگويد عطف بر توهّم مرفوع بودن معطوف‌عليه نيز در زبان عرب استعمال شده به همين جهت ، به معطوف اعراب رفع داده مىشود ، و براى اثبات اين مطلب گفته است : بدان و آگاه باش كه گروهى از عرب بنا بر توهّم مىگذارند و مىگويند « إنّهم أجمعون ذاهبون » و « إنّك و زيد ذاهبان » - در حالى كه در مثال اوّل بايد مىگفتند « أجمعين » بنابر تأكيد اسم « إنّ » و در مثال دوّم مىگفتند « زيدا » بنابر عطف بر محل اسم « إنّ » - و اين استعمال توهّمى بنابراين مبناست كه آنان فرض مىكنند كه معناى مقصود از ماقبل از معطوف ، معناى ابتداء غيرمنسوخ است و « إنّ » را لحاظ نمىكنند و متكلم ملاحظه و فرض و توهّم مىكند كه او عوض
هامش
( 1 ) - الميزان : 19 / 292 . ( 2 ) - الكتاب : 1 / 339 .