تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
داراست چون « كان » منفى به « ما » نافيه است ، لكن چون دخول باء زائده بر خبر « كان » منفى قليل است چنان كه در شعر ابن مالك ملاحظه شد ، بنابراين شرط حسن عطف بر توهّم را ندارد . معناى شعر : « نبوده‌ام من داراى شر در ميان آنان و نه مفسد و خرابكار در بين آنان و نه نمّام و سخن‌چين » . نكته : در متن كتاب « النيرب » را به معناى « النميمه » يعنى خبرچينى در اين شعر بيان شده لكن چون « نيرب » به معناى « شر » در لغت وجود دارد و از طرف ديگر « منمل » به معناى خبرچين قهار و نمام است ، ديگر لازم نيست كه « نيرب » به معناى « نميمه » پنداشته شود تا تكرار معنوى لازم آيد بلكه مىتوان گفت مراد شاعر از « ذانيرب » صاحب شرارت يا به عبارت ديگر « شرور » است . نكته : شايان ذكر است كه در حالت توهّم عدم عامل نيز كثرت عدم ذكر آن عامل بر آن معمول نيز شرط حسن است . كما وقع هذا العطف في المجرور : تاكنون تمامى مثالهايى كه براى عطف بر توهّم بيان شد ، بنا بر توهّم دخول جار بر معطوف‌عليه بود ، لكن بايد دانست همانطور كه اين نوع عطف يعنى عطف بر توهّم مجروريت معطوف‌عليه استعمال مىشود ، همچنين عطف بر توهّم مجزوميت معطوف‌عليه نيز استعمال مىشود ، مراد از « أخيه » در عبارت مصنف « نظيره » است و از اين جهت اعراب جر و جزم نظير هم هستند كه اين دو نوع اعراب - جر و جزم - از اعراب اختصاصى مىباشند ، جر مختص اسم است لذا در عطف بر توهّم جر ، حتما معطوف و معطوف‌عليه اسم مىباشد ، و جزم مختص فعل است لذا در عطف بر توهّم جزم ، معطوف و معطوف‌عليه حتما فعل مىباشد . و همچنين عطف بر توهّم در فرض رفع معطوف عليه اسمى ، و نصب معطوف‌عليه اسمى و فعلى ، و در مركبات ( جملات ) نيز استعمال مىشود ، بنابراين عطف بر توهّم مختص عطف بر توهّم مجروريت معطوف‌عليه نيست . فأمّا المجزوم : مثال عطف لفظى بنا بر توهّم مجزوميت معطوف‌عليه ،