به اين شعر كردهاند :
« هويت ثناء مستطابا مجدّدا * فلم تخل من تمهيد مجد و سوددا » « 1 »
شاهد : در عطف « سوددا » بر محل « مجد » است كه « تمهيد » كه مصدر است از باب اضافه مصدر به مفعولش به آن اضافه شده است ، بنابراين محل « مجد » منصوب است ، با وجودى كه در شعر طالب محل و محرز و عامل نصب محلى « مجد » وجود ندارد ، زيرا « تمهيد » داراى يكى از آن شرايط سهگانه عمل نيست .
معناى شعر : « دوست داشتهاى تو ستودن را كه اينچنين صفت دارد پاك و نو به نو است پس بنابراين تو نبودهاى خالى از آمادگى براى بزرگى و سيادت » .
و اجيب : لكن به هردو متمسك و دليل اين جماعت در رد امتناع مسأله سوم و چهارم ، جواب داده شده است به اينكه اوّلا : هم در آيه و هم در شعر « الشمس » و « سوددا » عطف بر محل اسم قبل نيست بلكه مفعول براى فعل محذوف است كه اسم فاعل و مصدر مذكور قبل ، قرينه براى حذف آن بوده و دلالت بر آن مىكند و در آيه تقدير اين گونه « جاعل الليل سكنا و جعل الشمس » و در شعر اين گونه « تمهيد مجد و مهّدت سوددا » است . و ثانيا : احتمال دارد كه « سوددا » در شعر مفعول معه باشد و واو عاطفه نبوده بلكه واو معيت بوده باشد . و شاهد بر صحت تقدير فعل در آيه شريفه اين است كه اسم فاعل وقتى مىتواند عمل نصب كند كه يا داراى الف و لام بوده و يا اگر مجرد از الف و لام است به معناى حال و استقبال باشد « 2 » در حالى كه « جاعل » ذواللام نبوده و از طرف ديگر داراى معناى ماضى و محقق الوقوع است ، زيرا خداوند از اوّل تكوين و خلق جهان ، شب و روز را اين گونه آفريده است ، و ابن مالك درباره اين نوع عمل اسم فاعل مىگويد :
كفعله اسم فاعل في العمل * إن كان عن مضيه بمعزل
و إن يكن صله ال ففي المضي * و غيره إعماله قد ارتضي
و تنها در يك صورت است كه وصف داراى زمان ماضى مىتواند عمل كند و آن وقتى است كه الف و لام بر آن داخل شده باشد كه در آيه شريفه وصف « جاعل »
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 7 / 46 .
( 2 ) - ر . ك ، شرح قطر الندى : 270 .