كرد و لكن « الصابئون » مبتداست و خبر آن « كذلك » است كه به قرينه خبر « إنّ » حذف شده است ، سپس اين جمله اسميه به واسطه واو بر كل جمله « إنّ الذين آمنوا و الذين هادوا من آمن باللّه و اليوم الآخر » عطف شده است . بنابراين ، آيه از موارد عطف اسمى بر محل اسم « إنّ » قبل از آمدن خبر نمىباشد ، بلكه از موارد عطف جمله بر جمله است .
و يضعّفه : و اين جواب نيز تضعيف مىشود به اينكه جمله معطوف مقدّم بر جزئى از جمله معطوفعليه شده است كه اين تقديم جايز نيست . و مراد از جزء و بعض جملهء معطوفعليه ، خبر « إنّ » است كه « من آمن باللّه و اليوم الآخر » مىباشد ، زيرا اصل در جمله معطوف اين است كه مؤخّر از كل جمله معطوفعليه و حرف عطف باشد .
و عن المثال بأمرين : و مخالفين كسايى و فراء از مثال « إنّك و زيد ذاهبان » كه اين دو آورده بودند و به آن تمسك كردهاند بر صحت مسأله اوّل كه عطف بر محل اسم « إنّ » قبل از استكمال خبر است ، به دو سبك جواب دادهاند :
1 - عطف « زيد » بر اسم « إنّ » و رفع آن ، بنا بر توهّم عدم ذكر « إنّ » است كه در اين صورت آن اسم - بدون لحاظ « إنّ » - مرفوع بنا بر ابتدائيت مىشد ، و با اين اعتبار « زيد » عطف بر مبتداى توهّمى شده است نه بر محل اسم « إنّ » و در عطف بر توهّم وجود محرز شرط نيست . و قابل ذكر است كه اين جواب را سيبويه « 1 » داده است .
2 - « زيد » عطف بر محل اسم « إنّ » نشده بلكه عطف بر مبتداى محذوف « أنت » شده است كه با خبر آن روى هم جمله صغرى تشكيل داده و اين جمله خبر « إنّ » مىشود و تقدير مثال اين گونه است : « إنّك أنت و زيد ذاهبان » .
و شايان ذكر است كه در مثال : « إنّهم أجمعون ذاهبون » كه « أجمعون » تاكيد ضمير « هم » كه اسم « إنّ » است مىباشد و بايد به صورت منصوب « أجمعين » آورده شود ولى به اعراب رفع استعمال شده است و كسايى و فراء مىتوانند بگويند اين از باب تابعيت تابع از محل اسم « إنّ » قبل از آمدن خبر مىباشد و به عنوان مويّد براى
هامش
( 1 ) - الكتاب : 1 / 339 .